هامش
- قاب قوسين أو أدنى » .
اين وقت ضجيج مردمان شام به ناله وزارى بلند گرديد ويزيد بيمناك شد كه أو را از نشستنگاه خلافت ووساده سلطنت خلع نمايند . به مؤذن گفت : « اذان بگوى ! »
چون مؤذن گفت : « اللّه أكبر ! »
علي بن الحسين بر منبر جلوس فرمود وچون مؤذن گفت : « أشهد أن لا إله إلّا اللّه أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه ! »
آن حضرت بگريست . آنگاه روى به يزيد كرد وفرمود : « اى يزيد ! اين محمّد پدر تو است يا پدر من است ؟ »
قال : بل أبوك فانزل . فنزل .
يزيد گفت : « محمّد صلّى اللّه عليه واله پدر تو بود . فرود آي ! »
وآن حضرت فرود آمد ودر گوشهاى در مسجد مكحول حاجب وبه روايتي مولى رسول خداى آن حضرت را بديد وگفت : « چگونه روز به شب آوردى يا ابن رسول اللّه ؟ »
فرمود :
« أمسينا بينكم مثل بني إسرائيل في آل فرعون يذبّحون أبناءهم ويستحيون نساءهم وفي ذلكم بلاء من ربّكم عظيم . »
چون يزيد به منزل خود بازگشت ، علي بن الحسين را بخواند وگفت : « آيا با پسرم خالد مصارعت مىجويى ؟ »
چنانكه در جاى مذكور شود ، چنان معلوم مىشود كه اين خطبه در مجلس اوّل قرائت شده ، واز أواخر كلام چنان مكشوف مىگردد كه در مسجد روى داده است .
در كتاب نور العين تأليف أبى إسحاق اسفراينى بعد از شرح رؤياي حضرت سكينه سلام اللّه عليها مسطور است كه پس از آن ، يزيد ملعون با خطيبى فصيح اللسان وخداى نشناس فرمان كرد كه مردمان را در مسجد جامع فرآهم ساز وبر منبر برآى وبه سب 60 على واولادش لب گشاى . خطيب به فرمان يزيد كار كرد وآنچند كه توانست ، در سبّ شير خداى وأولاد أو ومدح آل أبو سفيان سخن راند . چون علي بن الحسين وبرادران وخواهرانش بشنيدند ، آن حضرت بر وى بانگ زد وفرمود :
« ويلك من خطيب ! لقد أسخطت الرّبّ ، وأرضيت العبد فعليك لعنة اللّه ؛ واي بر تو اى خطيب ! همانا از اين خطبه راندن واز اين گفتار وكردار پروردگار را به خشم آورى وبندهاى را خوشنود خواستى . » آنگاه به سوى يزيد شد وبه آن مردود 61 فرمود : « ائذن لي أن أرقى المنبر وأتكلّم بما يرضى اللّه وينفع النّاس ؛ مرا أجازت ده تا بر اين منبر برآيم وبه سخنى كه خداى را خوشنود ومردمان را سود آورد ، تكلم نمايم . »
يزيد پذيرفتار نشد وآنانكه حاضر بودند ، به يزيد گفتند : « از چه روى أو را رخصت ندهى ؟ »
گفت : « اى جماعت ! من به أحوال اين غلام وبرادرانش عارف هستم . اى قوم ايشان خانوادهاى هستند كه بزرگ وكوچك ايشان به حكمت اختصاص يافتهاند . ايشان نسل أبى تراب باشند ومار نمىزايد مگر بچهمار . » -