قال : فتصارخن النّساء وبكين حوله ، وقالت أمّ كلثوم عليها السّلام : يا يزيد ! لقد أرويت الأرض من دمائنا ، ولم يبق غير هذا الصّبيّ ، وتعلّقت به النّساء جميعا ، وهنّ يندبن :
وا قلّة رجالاه ! تقتل الأكابر من رجالنا ، وتأسر النّساء منّا ، ولا ترفع سيفك عن الأصاغر ، وا غوثاه ! ثمّ وا غوثاه ! يا جبّار السّماء ! ويا باسط البطحاء !
فخشي يزيد ( لعنه اللّه ) أن تأخذ النّاس الشّفقة عليهم ، فتشقّ الفتنة عنده لأجل ضجيج النّساء والأطفال ، والنّاس كالجراد حوله ينظرون إلى هذا الأمر الفضيع ، ووقع الخوف والرّعب في قلب يزيد ( لعنه اللّه ) فعفى عنه . « 1 »
مقتل أبي مخنف ( المشهور ) ، / 132 - 133
هامش
( 1 ) - علي بن إبراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه چون امام زين العابدين عليه السّلام را با ساير أولاد رسالت با غل وزنجير ، ومخدرات أهل بيت عصمت وجلالت را داخل مجلس يزيد پليد كردند ، يزيد گفت : « الحمد للّه كه خدا پدر تو را كشت . »
حضرت امام زين العابدين عليه السّلام گفت : « لعنت خدا بر كسى كه پدر مرا كشت . »
پس يزيد پليد در غضب شد وامر كرد كه آن حضرت را به قتل رسانند . حضرت فرمود : « اگر مرا به قتل رسانى ، دختران حضرت رسالت را كه به منازل خود بر خواهد گردانيد ومحرمى به غير از من ندارند ؟ »
آن ملعون شرمنده شد وگفت : « تو ايشان را خواهى برد . »
وپيش رفت وسوهانى طلبيد وبه دست نحس خود آن آهن را از گردن آن امام عالي مقام بريد وپرسيد : « دانستى چرا خود متوجه شدم ؟ »
حضرت فرمود : « براي آنكه به غير تو ديگرى را بر من منت نباشد . »
گفت : « راست گفتى . »
پس آن ملعون اين آية را خواند :وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ1 .
حضرت فرمود : « اين آية در حق ديگران است . اين آية در شأن ماستما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها. . .* لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ2 .
يعنى : « نمىرسد به شما مصيبتى در زمين ونه در خانههاى شما مگر در نامهاى نوشتهايم پيش از آنكه نفس شما را بيافرينيم ، تا آزرده نشويد بر آنچه فوت مىشود از شما وشاد نگرديد به آنچه داده است به شما . »
پس فرمود : « مائيم كه به اين آية عمل كرديم وبه قضاى حق تعالى راضى شدهايم . محزون نمىشويم به آنچه از ما فوت شود در دنيا ، وشاد نمىشويم بر آنچه به ما رسد از نعمتهاى دنيا . »
( 1 ) . سورهء شورى / آيهء 30 .
( 2 ) . سورهء حديد / آيهء 22 و 23 .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 732 - 733