تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
هامش
- شما چنگ درانداخته از أموال شما يا كسان شما كه شهيد شده‌اند بزرگ‌تر است . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السّلام ، 2 / 208 - 209 در كتاب نور العين مسطور است كه از آن پس خولى ملعون سباياى آل پيغمبر وحضرت امام زين العابدين را از باب ساعات درآوردند وزنان مكشفات الوجوه وامام زين العابدين را با ريسمانى پست بسته بودند ومردمان به آن حضرت چشم گشاده داشتند وبه عبرت وضجرت مىنگريدند . خولى ايشان را بر باب يزيد بازداشت وبه يزيد گفت : « اى مولاي من ! سرها واسيرها بر در سراى تو واقف هستند . » گفت : « ايشان را درآور تا بنگرم . » اين وقت خولى سر مبارك حسين را بشست وپاكيزه ساخت وبر يزيد درآورد واين شعر بخواند :أنا صاحب الرّمح الطّويل الّذي * أصول على الأعداء في كلّ مشهد طعنت به في آل بيت محمّد * لارضي مولانا يزيد المؤيّد 1آن‌گاه آن سر مبارك را در پيش‌روى آن ملعون بگذاشت وأهل بيت را در حضورش بازداشت وايشان بر آن حال گريان بودند . زين العابدين عليه السّلام به يزيد فرمود : « لو رآنا جدّنا في هذه الحالة وسألك فما تقول ؟ ؛ اگر ببيند ما را جد ما در اين حالت واز تو باز پرسد كه از چه ما را به اين حال درآوردى ، چه مىگويى ؟ » در اين وقت يزيد فرمان داد تا وثاق را از آن حضرت باز گشودند وسبايا را جلوس دادند . آن‌گاه حكم نمود تا تشتى از زر بياوردند وآن سر مبارك را در ميان تشت بگذاشتند ودر پيش‌روى خويش جاى داد وچون حضرت زينب سر مبارك را نگريست ، بگريست وبه آوازى اندوهناك ندا بركشيد : « يا حسيناه ! يا حبيب رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله وسلّم يعزّ علينا ذلك يا أبا عبد اللّه يعزّ عليك لو رأيتنا في هذه الحالة » 2 . اين وقت هركس در مجلس بود ، بگريست ويزيد خاموش بود . پس دست دراز كرد ومنديلى كه روى سر مبارك بود ، برگرفت . پس نوري از آن سر مطهر بر عنان آسمان لمعان 3 گرفت وحاضران را به دهشت درافكند واز آن پس شرح جسارت آن ملعون را با ثناياى مبارك وكلمات أبو برزه اسلمى واخراج أو را از مجلس مىنويسد وبعد از آن مىگويد : اين هنگام صداى نعيق 4 وبانگ زاغى در كنگره‌هاى قصرش برخاست . چون يزيد بشنيد ، سخت بينديشيد ودرهم بلرزيد وحالتش ديگرگون شد . از آن پس داستان رأس الجالوت را مىنگارد كه آن كلمات بگذاشت وبه فرمان آن ملعون شهيد شد . ( 1 ) . من دارندهء نيزه بلندى هستم كه در هر صحنه بر دشمنان وارد مىسازم . من براي جلب رضاى آقاى خود يزيد تأييد شده در آل محمّد نيزه خود را فروبردم . ( 2 ) . اى حسين ! اى محبوب پيغمبر ! به خدا مشاهدهء اين جريان بر ما سخت وگران است واگر تو هم ماها را بر اين حالت ديدار مىكردى ، بر تو هم گران ومشكل بود . ( 3 ) . لمعان : درخشندگى ، روشنى . ( 4 ) . نعيق : بانگ كلاغ . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السّلام ، 2 / 212 - 213 چون أهل بيت را به مجلس آن ملعون آوردند وامام سجاد در غل وجامعه بود واز آن حضرت روايت -