هامش
- عليه السّلام مىفرمايد : ما دوازده تن در يك رشته بوديم كه فرسايش 1 غل وزنجير مىديديم . من روى با يزيد آوردم .
فقلت - وأنا مغلول - : تأذن لي في الكلام ؟ فقال : قل ، ولا تقل هجرا .
گفتم : « رخصت كن تا سخنى گويم . »
گفت : « بگوى ! لكن هذيان مفرماى . »
فقلت : لقد وقفت موقفا لا ينبغي لمثلي أن يقول الهجر .
گفتم : « من در موقفي ايستادهام كه سزاوار نيست از مانند من كسى ناستوده سخن كند . »
آنگاه فرمود : « أنشدك اللّه يا يزيد : ما ظنّك برسول اللّه لو رآنا على هذه الحال ؟ ؛ هان اى يزيد ! سوگند مىدهم تو را به خداى ، چه گمان مىبرى به رسول خداى اگر ما را به اين حال نظاره كند ؟ »
اين وقت ، دختر حسين فاطمه عليهما السّلام به سخن آمد .
فقالت : يا يزيد ! بنات رسول اللّه سبايا ؟ !
يعنى : « اى يزيد ! دختران رسول خداى را كس أسير مىگيرد ؟ »
مجلسيان از سخن أو به أعلى صوت بگريستند .
( 1 ) . فرسايش : زيان ، پايمالى .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 132 - 133
در اسرار الشهادة مسطور است ، كه از آن پس كه زنان امام حسين عليه السّلام را بر يزيد درآوردند ، زنان آل يزيد ودختران معاوية وأهل أو صيحه بركشيدند وولوله درانداختند وسوگوارى وماتم به پاى داشتند وسر امام حسين عليه السّلام در پيش روى أو بود .
حضرت سكينه سلام اللّه عليها مىفرمايد : « واللّه ما رأيت أقسى قلبا من يزيد ولا كافرا ولا مشركا شرّا منه ولا أجفى منه » يعنى : « سوگند به خداى هيچكس را به سختى دل وقساوت قلب يزيد نديدهام ، وهيچ كافرى وهيچ مشركي را به شرارت أو نشناختهام ، وهيچ كس را به جفا وظلم أو نيافتهام . »
سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السّلام ، 2 / 208
وبه روايت صاحب فصول المهمة چون زنهاى امام حسين را درآوردند ، وسر آن حضرت در پيش روى يزيد بود ، فاطمه وسكينه سلام الله عليهما به آن سر شريف نظر همى گماشتند ، وآن ملعون از ايشان مستور همى داشت ، چون زنها آن سر را بديدند صيحهاى بركشيدند وصداها به ناله بلند ساختند ، وزنان ودختران معاوية از نالهء ايشان به ناله شدند ، وولوله وزلزله درافكندند ، اين وقت فاطمه فرمود : « اى يزيد ! دختران رسول خداى أسير مىشوند ! آيا تو را اين كار مسرور مىدارد ؟ ! »
گفت : « واللّه ما يسرّني وإنّي لهذا كاره وما أتي عليكنّ أعظم ممّا أخذ منكنّ » ؛ « سوگند به خداى اين حالت مرا به مسرت نيفكنده ، بلكه به كراهت هستم وآنچه بر شما فرود آمده است ، بزرگتر است از آنچه از شما بردهاند . »
واز اين كلام چنان مىرسد كه يا در مقامي بوده است كه اين حالت اسيرى وذلت وسوگوارى كه در -