هامش
- فقال : هذا مخفر بن ثعلبة ، أتى أمير المؤمنين بالفجرة اللّئام .
يعنى : « اينك مخفر بن ثعلبه ، فاجران لئيم را به درگاه أمير المؤمنين يزيد آورد . » سيّد سجاد عليه السّلام فرمود :
ما ولدت أمّ مخفر ، أشدّ وألأم ولكن قبّح اللّه ابن مرجانة .
يعنى : « آنچه را مادر مخفر بزاد ، شديدتر ولئيمتر است ؛ لكن خداوند زشت وملعون بدارد پسر مرجانه را . »
به روايت ابن نما جواب مخفر را يزيد باز داد واين به نزديك من بنده درستتر مىآيد . چه سيد سجاد با اين كافران كه از در عناد بودند ، كمتر سخن مىكرد ويزيد از بهر آنكه مردم را بفهماند كه من قتل حسين را نفرمودم وراضى نبودم ، گاهى از اينگونه سخنها مىكرد . العلم عند اللّه .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 126 - 127
شمر بن ذي الجوشن كه نگرندهء يزيد بود وواردات أحوال أو را مىآزمود ، چون أو را سخت سكران وفرحان ديد ، با اينكه ابن زياد گويندهء اين شعر را بكشت - چنانكه مرقوم شد - بىهول وهرب ، اين شعر را أعادت كرد وبر روى يزيد قرائت كرد :املأ ركابي فضّة أو ذهبا * إنّي قتلت الملك المحجّبا
قتلت خير النّاس أمّا وأبا * وخيرهم إذ ينسبون النّسبا
وأكرم النّاس جميعا حسبا * ومن على الخلق معا منتصبا
طعنته بالرّمح حتّى انقلبا * ضربته بالسّيف حتّى نحبا 1يزيد به جانب أو شزرا 2 نظري افكند .
وقال له : إذا علمت أنّه خير النّاس أمّا وأبا فلم قتلته ؟ وأملأ اللّه ركابك نارا وحطبا .
گفت : « خداوند ركاب تو را به نار وحطب 3 انباشته كناد . اگر مىدانستى كه حسين از جهت پدر ومادر بهترين خلق جهان است ، چرا أو را كشتى ؟ »
شمر گفت : « باشد كه مرا جايزه عطا كنى . »
يزيد گفت : « هرگز تو را از من جايزه نخواهد رسيد . »
شمر خائف وخاسر باز شتافت واز دنيا وآخرت بىبهره ماند .
( 1 ) . دو شعر اوّل معنا شده ومعنى دو شعر أخير اين است : كشتم كسى را كه حسبش از همه گرامىتر وبر تمام مردم به امامت منصوب بود . أو را با نيزه زدم تا به رو افتاد وبا شمشير زدم تا كشته گشت .
( 2 ) . شزرا : با خشم به گوشهء چشم نگريستن .
( 3 ) . نار : آتش . حطب : هيزم .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 129 - 130
بالجملة ، در خبر مسطور مذكور است ؛ كه چون به باب يزيد ملعون رسيدند ؛ مخفر بن ثعلبه وبه روايتي مخجر باجيم ونيز محقر ومحضر با ضاد مجمعه نيز به نظر رسيده است ؛ وابن أثير به ضم ميم وفتح حاء مهمله وتشديد فاء مكسوره ودر آخر راء مهمله تصريح مىنمايد واين ملعون مأمور به كوچ دادن أهل بيت بود .
بالجملة ، چون به باب الاماره رسيدند ؛ مخفر بانگ بركشيد ، وگفت : « همانا مخفر بن ثعلبه است كه فجره -