وأوقفهم موقف السّبي وأهانهم . « 1 » الصّبّان ، إسعاف الرّاغبين ، / 207
هامش
- را به روش أسيران بر شتران سوار كرد وبا شمر وجمعى از منافقان ومخالفان از عقب آن جماعت فرستاد تا به ايشان ملحق شدند .
مجلسي ، جلاء العيون ، / 724
سيّد ابن طاووس از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : پدرم امام زين العابدين عليه السّلام مىفرمود :
« چون ما را به نزد يزيد مىبردند ، مرا بر شتر برهنه سوار كرده بودند ، ومخدرات أهل بيت را بر اشترهاى برهنه سوار كرده بودند ودر عقب من بودند ، وسر بزرگوار پدر عاليمقدارم بر سر نيزه بود ودر پيش روى ما مىبردند ، ونيزهداران آن كافران بر دور ما احاطه كرده بودند ، وهريك از ما را كه مىديدند كه آب از ديدهء ما جارى مىشود ، نيزه را بر سر ما مىكوبيدند . »
با اين حال ما را داخل آن شهر شوم كردند . چون داخل آن شهر شديم ملعونى ندا كرد : « اينها أسيران أهل بيت ملعونند . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 728
( 1 ) - پس فرمان كرد سيد سجاد را با غل وزنجير برنشاندند وأهل بيت رسول مختار را بىمقنعه وخمار بر هيونان سوار كردند وشمر بن ذي الجوشن را با گروهى از لشكر بر ايشان گماشت .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 99
به روايت شيخ مفيد در كوچهها وميان قبايل گردانيدند . به دير راهب دادند . مكرر در مجالس كفر وشراب وقمار خود حاضر كردند . به دستهاى بريده به شمشير كوچك وچوبدستى به آن مخدوم جبرئيل ومحبوب رب جليل اشاره رساندند . اينها همه سهل است . من نمىدانم چگونه راضى شد كه خواهران ودختران أو از عراق تا شام در كجاوههاى بىسرپوش با نامحرمان همسفر باشند ؛ درحالىكه « يتصفح وجوههنّ أهل المناهل والمناقل » ؛ يعنى : گردن مىكشيدند آن اعراب باديه كه در سر چاههاى آب بين راه بودند كه ببينند آن جماعت أسير با آن سرهاى نوراني أهل بيت كدام شهريارند كه به آن خوارى در دست دشمنان گرفتارند . به همانطور كه خطاب به حضرت آدم عليه السّلام شد كه : « يقتل وتقتل معه أصحابه وتشهر رؤوسهم في البلدان ومعهم النّسوان كذلك سبق في علم الواحد المنان » . آه ! آه ! ثمّ آه ! كه در روايت معتبرى از حضرت سيد سجاد وارد است كه هر وقت مىخواستند يكى از ايشان گريه كنند ، به كعب نيزه أو را مانع مىشدند .
بيرجندى ، كبريت احمر ، / 209
آن حضرت ، سكينه را رخصت داد كه بعد از شهادت أو گريه كند ؛ وليكن چه فايده كه ملاعين أهل كوفه وشام ايشان را از گريه هم منع كردند ؛ چنانكه در بحار وعوالم است كه هرگاه مىخواست يكى از ما گريه كند ، به كعب نيزه بر سر أو مىكوبيدند . عجب است كه از اين مصيبتها آسمان خراب نشد وأهل خود را به خود فرو نبرد .
بيرجندى ، كبريت احمر ، / 263
ومقريزى در خطط وآثار گفته است كه : « زنان وصبيان را روانه كردند وگردن ودستهاى علي بن الحسين عليه السّلام را در غل كرد وايشان را بر أقتاب سوار كردند .
ودر كامل بهايى است كه امام وعورات أهل بيت با چهارپايان خود به شام رفتند ؛ زيرا كه مالها را غارت كرده بودند . اما چهارپايان با ايشان گذارده بودند .
وهم فرموده كه شمر بن ذي الجوشن ومخفر بن ثعلبه را بر سر ايشان مسلط كرد وغل گران بر گردن -