وأسر من فيها ؛ وذهبوا بالرّؤوس والسّبايا إلى أهل الكوفة ومنها إلى الشّام .
السّماوي ، إبصار العين ، / 14
وفي التّبر المذاب : أنفذ ابن زياد ( لعنه اللّه ) رأس الحسين عليه السّلام إلى يزيد بن معاوية ( لعنه اللّه ) مع الأسارى موثقين في الحبال مع نسائه وصبيانه من بنات رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله وسلّم على أقتاب الجمال ، مكشفات الوجوه والرّؤوس .
وأمر ابن زياد أن يشهروهم في كلّ بلدة يدخلونها ، وكانوا كلّما نزلوا منزلا أخرجوا الرّأس من صندوق أعدوه له فوضعوه على رمح ، وحرسوه إلى حين الرّحيل ، ثمّ يعيدونه إلى الصّندوق ، ويرحلون .
المازندراني ، معالي السّبطين ، 2 / 121
هامش
- امام زين العابدين عليه السّلام نهاد چنانكه دستهاى مباركش بر گردن بسته بود . امام در راه به حمد وثناى خدا وتلاوت قرآن واستغفار مشغول بود وهرگز با هيچكس سخن نگفت ، الّا با عورات أهل بيت عليهم السّلام .
وبالجملة آن منافقان سرهاى شهدا را بر نيزه كرده ودر پس روى أهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه واله وسلّم مىكشيدند وايشان را شهربهشهر ومنزل به منزل با تمام شماتت وذلّت كوچ مىدادند وبه هر قريه وقبيله مىبردند تا شيعيان علي عليه السّلام پند گيرند واز خلافت آل علي عليه السّلام مأيوس گردند ودل بر طاعت يزيد ملعون بندند ، واگر هريك از زنان وكودكان بر كشتگان مىگريستند نيزهدارانى كه بر ايشان احاطه كرده بودند كعب نيزه بر سر ايشان مىزدند وآن بىكسان ستمديده را مىآوردند تا ايشان را به دمشق رسانيدند .
چنانچه سيد بن طاووس رحمه اللّه در كتاب اقبال نقلا عن كتاب مصابيح النور از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه پدرم حضرت باقر عليه السّلام فرمود كه ، از پدرم حضرت علي بن الحسين عليه السّلام از بردن أو نزد يزيد پرسيدم ، فرمود : « سوار كردند مرا بر شترى كه لنگ بود بدون روپوشى وجهازي وسر حضرت سيد الشهدا عليه السّلام بر نيزه بلندى بود وزنان ما پشت سر من بودند بر استران پالاندار . »
والفارطة خلفنا وحولنا فارطه يعنى آن جماعتى كه از قوم پيش پيش مىروند كه أسباب آب خود را درست كنند ، يا آنكه مراد آن جماعتى است كه از حد درگذشتند در ظلم وستم وبه هر معنى باشد يعنى اين نحو مردم پشت سر ما وگرد ما بودند با نيزهها ، هرگاه يكى از ما چشمش مىگريست سر أو را به نيزه مىكوبيدند تا آنگاه كه وارد دمشق شديم وچون داخل آن بلده شديم فرياد كرد فريادكنندهاى : « يا أهل الشّام هؤلاء سبايا أهل البيت الملعون » ( نعوذ باللّه ) .
واز تبر مذاب وغيره نقل شده :
عادت كفارى كه همراه سرها وأسيران بودند اين بود كه در همه منازل سر مقدس را از صندوق بيرون مىآوردند وبر نيزهها مىزدند ووقت رحيل عود به صندوق مىدادند وحمل مىكردند ودر أكثر منازل مشغول شرب خمر مىبودند . ودر جملهء از آنها بود : مخفر بن ثعلبه وزحر بن قيس وشمر وخولى وديگران لعنهم اللّه جميعا .
قمى ، منتهى الآمال ، / 495 - 496