تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
هامش
- وپدرش تا تو را به نسب وحسب تو وأو خبر دهم . » پسر زياد گفت : « هيچ سؤال از تو نمىكنم تا شربت مرگ را بچشى . » ابن عفيف گفت : « الحمد للّه ربّ العالمين ! من پيوسته از پروردگار خود سؤال مىكردم پيش از آن‌كه تو از مادر متولد شوى كه خدا شهادت روزى من كند ! ودعا مىكردم كه شهادت من بر دست ملعون‌ترين خلق باشد ودشمن‌ترين ايشان نزد خدا ؛ چون نابينا شدم ، از شهادت نااميد شدم والحال ، بحمد اللّه خدا بعد از نااميدى مرا شهادت روزى كرد ودعاى قديم مرا مستجاب گرداند . » پسر زياد حكم كرد كه آن بيچاره را گردن زدند وسپس بر دار كشيد . روز ديگر حكم كرد كه سر مطهر نور ديدهء خير البشر را بر سر نيزه كردند ودور بازارها ومحلات كوفه گرداندند . مجلسي ، جلاء العيون ، / 720 - 722 اما از آن سوى چون ابن زياد علي بن الحسين وأهل بيت را از نزد خود بيرون فرستاد ، خويشتن به مسجد جامع آمد وبر منبر صعود داد وكلمه‌اى چند در حمد وسپاس خداى قرائت كرد ، آن‌گاه گفت : الحمد للّه الّذي أظهر الحقّ ونصر أمير المؤمنين وأشياعه وقتل الكذّاب ابن الكذّاب . يعنى : « سپاس خداوندى را كه ظاهر ساخت كلمهء حق را ونصرت داد أمير المؤمنين ، يزيد بن معاوية را وشيعيان أو را ، وكشت دروغگوى ، پسر دروغگوى را ؛ يعنى حسين بن علي بن أبي طالب را . » چون سخن به اينجا آورد ، عبد اللّه بن عفيف ازدى سخن در دهان أو بشكست 1 واين عبد اللّه از بزرگان شيعيان علي عليه السّلام بود وچشم چپ أو در جنگ جمل ناچيز گشت وچشم راستش در صفين نابينا شد وأو همهء روز در مسجد جامع تا گاهى كه سياهى شب جهان را فرو گرفتى ، أوقات را به صوم وصلاة گذاشتى . بالجملة ، چون عبد اللّه عفيف كلمات ابن زياد را اصغا نمود ، بانگ بر أو زد : فقال : يا ابن مرجانة ! إنّ الكذّاب ابن الكذّاب أنت وأبوك ومن استعملك وأبوه يا عدوّ اللّه ! أتقتلون أبناء النّبيّين وتكلّمون بهذا الكلام على منابر المؤمنين . گفت : « اى پسر مرجانه ! دروغگو تويى وپدر تو زياد بن أبيه است . ديگر ، يزيد است كه تو را امارت داده وپدر يزيد معاوية بن أبي سفيان است . أولاد پيغمبران را مىكشى وبر منابر مسلمانان تكيه مىزنى وچنين سخن مىكنى ؟ » ابن زياد در غضب شد وگفت : « اين چه كس بود كه چنين سخن كرد ؟ » عبد اللّه بانگ برآورد : فقال : أنا المتكلّم يا عدوّ اللّه ! أتقتل الذّرّيّة الطّاهرة الّتي قد أذهب اللّه عنهم الرّجس وتزعم أنّك على دين الإسلام ؟ ! وا غوثاه ! أين أولاد المهاجرين والأنصار ؟ لا ينتقمون من طاغيتك اللّعين بن اللّعين على لسان محمّد رسول ربّ العالمين . گفت : « اى دشمن خداى ! گويندهء اين كلمات منم . آيا مىكشى ذريهء طاهرهء رسول خداى را كه خداوند ايشان را از هر گناهى ورجسى وآلايشى پاك وپاكيزه آفريده وگمان مىكنى كه هنوز مسلمانى ؟ اى فرزندان مهاجر وأنصار ! داد بدهيد وبه فرياد برسيد وانتقام بكشيد واز اين كافر كه رسول خدا أو را ملعون ، -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 105 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية