تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 793

مساهمون:

ص٧٩٣
يا هلالا لما استتمّ كمالا * غاله خسفه فأبدى غروبا ما توهّمت يا شقيق فؤادي * كان هذا مقدّرا مكتوبا يا أخي فاطم الصّغيرة كلّمها * فلقد كاد قلبها أن يذوبا يا أخي ما ترى عليّا لدى الأسر * مع اليتم لا يطيق ركوبا كلّما أوجعوه بالضّرب ناداك * بذلّ يفيض دمعا سكوبا ما أذلّ اليتيم حين ينادي * بأبيه ولا يراه مجيبا
[ عن أبي مخنف ] « 1 » القندوزي ، ينابيع الموّدة ، 3 / 86 - 87
هامش
( 1 ) - ومردم كوفه چون از رسيدن أهل بيت آگهى يافتند ، از كوفه بيرون شتافتند وچون ذريهء رسول خداى را بر آن منوال نگريستند ، به هاىهاى بگريستند وبسيار كس از لشكريان از كرده پشيمان گشته ، سرشك از ديده مىباريدند . فقال علي بن الحسين بصوت ضعيف : أتنوحون وتبكون لأجلنا ؟ فمن قتلنا ؟ سيد سجاد به آوازى ضعيف فرمود : « هان اى مردم ! آيا بر ما مىگرييد وبر ما نوحه مىكنيد ؟ پس كشندهء ما كيست ؟ ما را كه كشت ؟ وكه أسير گرفت ؟ . » سپهر ، ناسخ التّواريخ سيد الشهدا عليه السّلام 1 ، 3 / 36 ( 1 ) . [ اين مطلب در احوالات حضرت سجاد عليه السّلام ، 2 / 135 تكرار شده است ] . در بحار الأنوار وديگر كتب اخبار ، از مسلم جصاص حديث كرده‌اند كه مىگويد : عبيد اللّه بن زياد مرا به تعمير بعضي مواضع دار الاماره گماشته بود . هنگامى كه دست در كار بودم ، ناگاه هاياهويى عظيم از أطراف محلات شهر گوشزد من مىشد . خادم خود را گفتم : « اين چيست ؟ واين فتنه وآشوب از كجا است ؟ » گفت : « مردى خارجي بر أمير المؤمنين يزيد بيرون شد . أو را وفرزندان أو را وأصحاب أو را بكشتند . اينك سرهاى كشتگان را وعيال أو را به اين شهر درمىآوردند ومردم به نظارهء ايشان مىشتابند . » مسلم مىگويد : « چون اين سخن شنيدم ، خادم را به كارى مأمور ساختم . چون بيرون شد ، از وقوع اين داهيه لطمه‌اى سخت بر چهرهء خود زدم ؛ چنان‌كه بيم مىرفت هردو چشم من از بينش بازايستد . آن‌گاه چشم وچهرهء خود را از خاك وگچ بستردم وبيرون شدم ولشكر ابن سعد را به ذكره كردم . » ناگاه ديدم سرهاى شهدا را بر سنان نيزه‌ها نصب كرده‌اند وچهل هودج بر چهل شتر حمل داده ومىكشانند . علي بن الحسين را نگريستم كه از زحمت زنجير ، خون از رگهاى گردنش جارى بود واين شعر قرائت مىفرمود :يا أمّة السّوء ! لا سقيا لربعكم * يا أمّة لم تراعي جدّنا فينا ! لو أنّنا ورسول اللّه يجمعنا * يوم القيامة ما كنتم تقولونا ؟ تسيّرونا على الأقتاب عارية * كأنّنا لم نشيّد فيكم دينا 1 بني أميّة ما هذا الوقوف على * تلك المصائب لم تلبون داعينا-