هامش
- حرف سر آن است كه آيا واقعا آن سر راس مطهر حسين عليه السّلام بوده است ؟ »
هرگز به اين امر علم نداريم وثابت ومحقق نشده است ؛ بهويژه كه دست سياست ورياست خلفاى فاطميين با آن بازى كرده است وچه منظور سياسي در آن عمل داشتهاند كه سرى را از عسقلان به مصر بردهاند .
آيا ظاهرا از ترس صليبىها اين كار را كردهاند وواقعا خوف وهراسى از آنها داشتهاند ؟ صليبىها به چه منظورى بايد آن مشهد را خراب كنند ؟ تا خلفاى فاطميين از ترس آنها نسبت به راس مدفون در عسقلان ، انتقال به قاهره بدهند ؟ وكدام امر است كه دست سياست ورياست با آن بازى مىكند ؟ ولى حقيقت آن محفوظ باشد . چه خوب گفته شده است : « ألا قاتل اللّه السّياسة والرّياسة ، فما دخلا شيئا إلّا أفسداه . »
چنانچه در عصر خودمان نظاير اين قبيل قضايا زياد ديده مىشود واگر شرح داده شود ، كلام به درازا مىكشد وممكن است بهانهء جلوگيرى از نشر كتاب شود :شرح اين هجران واين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت دگرو : « الأمور مرهونة بأوقاتها » .
يكى از معاصرين گويد : صاحب الاخبار السّنية چنين روايت كرده است :
الأفضل بن بدر جمالى ، وزير اسبق مصر در يكى از سفرهايش به عسقلان دستور داد تا براي مشهد رأس الحسين كه در كنار عسقلان واقع بود ، بناى مجللى برپا كنند .
اين بنا كه زيارتگاه عموم بود ، پس از سقوط عسقلان نيز به حال خود باقي ماند وصليبىها هيچگونه آسيبى به آن نرساندند ؛ تا اينكه طلايع به وزارت مصر رسيد . طلايع كه از شيعيان خالص آل علي عليه السّلام بود ونسبت به آثار آن خاندان سخت تعلق خاطر داشت ، شرط احتياط را در آن ديد كه سر مطهر را از عسقلان كه به واسطهء وجود صليبيان پيوسته در معرض خطر بود ، به محل امنى منتقل كند وبه اين منظور ، ساختمان مسجد بزرگى را در كنار شهر قاهره آغاز كرد ؛ لكن همينكه كار ساختمان به پايان رسيد ، خليفه به وى گفت كه : اين بنا چون در خارج حصار قرار گرفته است ، لذا نمىتواند محل امنى باشد . پس بهتر است كه به جاى آن ، يكى از كاخهاى داخل شهر را كه از آسيب دشمن وحملات آيندهء صليبيان در أمان است ، انتخاب كند از اينرو ، طلايع مسجد مزبور را به حال خود گذاشت وقصر زمرد را كه از كاخهاى زيبا ومجلل بود ، به اين منظور انتخاب كرد وآنگاه در ميان آن ، بناى بسيار باشكوهى برپا ساخت وسر مطهر را از مدفن سابق به آنجا منتقل كرد . به اين ترتيب ، آن سر پر شورى كه در چندين قرن پيش برفراز نيزهها وروى سپرهاى جنگاوران دستبهدست گشته واز ميدان كارزار به كوفه واز كوفه به دمشق واز آنجا به عسقلان برده شده بود ، اين بار از عسقلان به قاهره برده شد ودر مسجدى كه اكنون مشهور به جامع سيدنا الحسين است ، مدفون شد .
قولي كه نقل شد : « مدفن رأس مطهر در قاهره است واز عسقلان به آنجا بردهاند . » از شيعه احدى را بر -