تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
هامش
- چون حبيب از قرائت اين ارجوزه بپرداخت ، آهنگ حصين بن نمير كرد وحملهء گران افكند واز گرد راه شمشير بر سر أو فرود آورد وآن زخم بر خيشوم ( 4 ) بيني حصين آمد وقطع كرد . حصين از هول وهيبت آن زخم از أسب درافتاد . حبيب تصميم عزم داد كه سر أو را از تن دور كند ، أصحاب أو بر حبيب حمله كردند وأو را از ميدان به در بردند . چون زخم أو صعب وسخت نبود ، ديگر باره برنشست ودر صف خويش درايستاد واز اين سوى حبيب با تنى سالخورده وقامتى خميده مانند شير شميده از چپ وراست همى بتاخت ومرد ومركب همى به خاك انداخت واين اشعار را قرائت همى كرد :أقسم لو كنّا لكم أعدادا * أو شطركم ولّيتم الأكتادا يا شرّ قوم حسبا وآدا * وشرّهم قد عملوا أندادا ( 5 )وخويش را به خداى بفروخت واز يمين وشمال رزم داد تا به روايت محمّد بن أبي طالب شصت ودو تن از كوفيان را مستهء سيف وسنان فرمود . اين وقت مردى از بنى تميم از كمين بيرون شد ومغافصة ( 6 ) با سنان نيزه حبيب را زخمى بزد ؛ چنان‌كه به روى درافتاد . حبيب جلدي كرد وبرخاست تا خصم را كيفر كند . حصين بن نمير دررسيد وشمشير بر سر حبيب بزد تا از پاى درافتاد . پس ، از أسب پياده شد وسر أو را از تن دور كرده از گردن أسب درآويخت . به روايتي بعد از زخم حصين هم آن مرد تميمي سر حبيب را از تن جدا كرده ونيز گفته‌اند : « بديل بن صريم سر حبيب را بريد واز گردن أسب آويخت . بالجملة ، چون حبيب شهيد شد ، مرگ أو بر حسين عليه السّلام سخت آمد . فقال : « عند اللّه أحتسب نفسي وحماة أصحابي . » وقال : « للّه درك يا حبيب ! لقد كنت فاضلا ، تختم القرآن في ليلة واحدة » . امام عليه السّلام حبيب را به دعاى خير ياد كرد وأو هر شبى قرآن را به تمامت قرائت مىفرمود . زهير بن القين عرض كرد : « يا ابن رسول اللّه ، بأبى أنت وامّى : پدر ومادرم فداى تو باد ! چرا روى تو در قتل حبيب شكسته گشت ؟ مگر نمىدانى كه ما بر حقّيم ؟ » فرمود : « نيك مىدانم كه ما وشما به طريق هدايت مىرويم . » عرض كرد : « ديگرچه باك داريم ؟ اينك به جانب جنّت ونعيم بهشت خواهيم شتافت . » ( 1 ) . اى حبيب ! آمادهء ضربت شير دلاور نجيبى باش كه ناگهان با شمشير هندى برّان وبرّاقى مانند شير دوشيده بر سرت رسيد . ( 2 ) . مكافحت : روبرو شدن با دشمن . ( 3 ) . خلاصهء معنى اشعار : من حبيب بن مظهرم . اگرچه شمارهء شما پيمان‌شكنان از ما بيشتر است ، لكن ما بردبار وباوفا وتواناتريم وحق وحجت با ما است . در دست من شمشير برّانى است كه در ميان شما آتش دوزخ مىافروزد . ( 4 ) . خيشوم : بالاى بيني . ( 5 ) . اى بدترين گروه ، از لحاظ نژاد ونيرو ؟ وبدترين مشركين ! به خدا سوگند اگر ما به اندازه يا نصف شما مىبوديم ، شما پشت به جنگ داده فرار مىكرديد . ( 6 ) . مغافصة : ناگهان . سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهداء عليه السّلام ، 2 / 282 - 286