هامش
- أن ألقى اللّه ربّي وقد صلّيت هذه الصّلاة .
عرض كرد : « يا أبا عبد اللّه ! جان من فداى تو باد ! اگر چند رايت مقاتلت افراخته وتنور محاربت افروخته است ، سوگند با خداى تو كشته نشوى تا من به خون خويش غلطان نشوم . دوست دارم كه يك نماز ديگر با تو بگذارم ، آنگاه خداى را ديدار كنم . »
حسين عليه السّلام سر به آسمان برداشت ونگريست كه هنگام نماز پيشين است .
وقال : ذكّرت الصّلاة ، جعلك اللّه من المصلّين ، نعم هذا أوّل وقتها .
فرمود : « نماز را تذكره كردى ، خداوند تو را از نمازگزاران به شمار گيرد . اينك هنگام نماز است . اكنون از اين جماعت خواستار شو تا جنگ را دست بازدارند ؛ چندانكه ما نماز گزاريم . »
حصين بن نمير چون اين بشنيد ، فرياد برداشت كه : « نماز شما مقبول حضرت يزدان نيست . »
فقال حبيب بن مظاهر : لا تقبل الصّلاة من ابن رسول اللّه وتقبل منك ؟ ! يا ختّار !
حبيب بن مظاهر گفت : « اى منافق غدّار ! نماز پسر رسول خدا پذيرفته نيست ونماز تو مقبول حضرت احديت است ؟ »
حصين بن نمير با تيغ آخته بر حبيب بن مظاهر تاخت واين رجز بخواند :دونك ضرب السّيف يا حبيب * وافاك ليث بطل نجيب
في كفّه مهنّد قضيب * كأنّه من لمعة حليب ( 1 )آنگاه فرياد برداشت كه : « اى حبيب بن مظاهر ! حاضر ميدان حرب باش ومكافحت ( 2 ) طعن وضرب را گوش دار . »
حبيب اين وقت در پيش روى فرزند رسول خداى به پاى بود . چون اصغاى اين كلمات نمود ، آن حضرت را وداع گفت وعرض كرد : « اى مولاي من ! پدر ومادرم فداى تو باد ، سوگند با خداى آرزومندم كه خاتمت اين نماز را در جنّت به پاى برم واز جانب تو ، جدّ تو را وپدر تو را وبرادر تو را سلام برسانم . »
اين بگفت وبه ميدان آمد وبا حصين روى در روى شد واين ارجوزه قرائت كرد :أنا حبيب وأبي مظهّر * وفارس الهيجاء ليث قسور
وأنتم عند العديد أكثر * ونحن أوفى منكم وأصبر
أيضا وفي كلّ الأمور أقدر * وأنتم عند الوفاء أغدر
ونحن أعلى حجّة وأظهر * حقّا وأنمى منكم وأعذر
وفي يميني صارم مذكّر * وفيكم نار الجحيم تسعر ( 3 )علماى رجال در تشكيل نام پدر حبيب طريق خلاف سپردهاند ؛ جماعتى چنانكه بيشتر در السنة وأفواه مذكور است ، مظاهر خوانند وگروهى بر وزن مطهر ، مظهر دانند . علّامه - أعلى اللّه مقامه - در خلاصه نيز مظهر بفتح ظاى معجمه وهاى مشدده ضبط فرموده واز اين ارجوزه از حبيب مرقوم شد ، معلوم مىشود كه مظهر نام داشته ، چه اگر مظاهر خوانيم با ساير مصرعها قافيه نخواهد داشت ، چه رعايت الف تأسيس در نزد عرب از شرايط صحت قافيه است ؛ برخلاف عجمان كه شرط نمىدانند - واللّه اعلم - اكنون باز سر سخن آييم . -