المفيد ، الإرشاد ، 2 / 102 - 103 - عنه : المجلسي ، البحار ، 45 / 10 - 11 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 254 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 291 - 292 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 289 ؛ الجواهري ، مثير الأحزان ، / 69 - 70 ؛ مثله الطّبرسي ، إعلام الورى ، / 242 - 243 ؛ الأمين ، أعيان الشّيعة ، 1 / 603 ، لواعج الأشجان ، / 134 - 135
فحرّك الحرّ دابّته ، حتّى استأمن إلى الحسين ، وقال له :
« بأبي أنت وأمّي ، ما ظننت الأمر ينتهي بهؤلاء القوم إلى ما أرى ، وظننت أنّهم سيقبلون منك إحدى الخصال الّتي عرضتها عليهم ، فقلت في نفسي : لا أبالي أن أطيع القوم في بعض أمورهم ، وأمّا الآن فإنّي جئت تائبا ، ومواسيا لك بنفسي حتّى أموت بين يديك ، أترى لي ذلك توبة ؟ » قال :
« نعم . يتوب اللّه عليك ويغفر لك . انزل ! » قال :
هامش
- واز آن جايى كه ايستاده بود ، كناره گرفت وبه خدا اگر بدانچه مىخواست انجام دهد ، مرا نيز آگاه كرده بود ، من نيز با أو به نزد حسين عليه السّلام مىرفتم . پس اندكاندك به نزد حسين عليه السّلام آمد . مهاجر بن أوس ( كه در لشكر عمر سعد بود ) به أو گفت : « اى حر ! چه مىخواهى بكنى ؟ آيا مىخواهى حمله كنى ؟ »
پاسخش نگفت ولرزه اندامش را گرفت . مهاجر گفت : « به خدا كار تو ما را به شك انداخته [ است ] .
به خدا من در هيچ جنگى تو را هرگز به اين حال نديده بودم ( كه اينسان از جنگ بلرزى ) واگر به من مىگفتند : دليرترين مردم كوفه كيست ؟ من از تو نمىگذشتم ( وتو را نام مىبردم ) . پس اينچه حالي است كه در تو مشاهده مىكنم ؟ »
حر گفت : « من به خدا سوگند ، خود را ميان بهشت وجهنم مىبينم وسوگند به خدا هيچ چيز را بر بهشت اختيار نمىكنم . اگرچه پارهپاره شوم ومرا بسوزانند . »
( اين را بگفت ) وبه أسب خود زده به حسين عليه السّلام پيوست وعرض كرد : « فدايت شوم اى پسر رسول خدا ! من همان كس هستم كه تو را از بازگشت ( به وطن خود ) جلوگيرى كردم وهمراهت بيامدم تا به ناچار تو را در اين زمين فرود آوردم ، ومن گمان نمىكردم پيشنهاد تو را نپذيرند وبه اين سرنوشت دچارت كنند .
به خدا اگر مىدانستم كار به اينجا مىكشد ، هرگز به چنين كارى دست نمىزدم ، ومن اكنون از آنچه انجام دادهام ، به سوى خدا توبه مىكنم . آيا توبهء من پذيرفته است ؟ »
حسين عليه السّلام فرمود : « آرى ! خداوند توبهء تو را مىپذيرد . اكنون از أسب فرود آي . »
عرض كرد : « من سواره باشم برايم بهتر است از اينكه پياده شوم . ساعتي با ايشان همچنانكه بر أسب خود سوار هستم ، در يارى تو بجنگم وپايان كار من به پياده شدن خواهد كشيد . »
حسين عليه السّلام فرمود : « خدايت رحمت كند . هرچه خواهى انجام ده . »
رسولي محلّاتى ، ترجمهء ارشاد ، 2 / 102 - 103