تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
ابن الأثير ، الكامل ، 3 / 288 - مثله النّويري ، نهاية الإرب ، 20 / 442 - 444 ، الأمين ، أعيان الشّيعة ، 1 / 603 ، لواعج الأشجان ، / 133 [ قال : وخرج من أصحاب الحسين زهير بن القين على فرس له ، شاكّ في السّلاح ، فقال : يا أهل الكوفة ، نذار لكم من عذاب اللّه نذار ، إنّ حقّا على المسلم نصيحة أخيه
هامش
- سلالهء نبي چگونه خواهد بود ؟ ما شما را به يارى فرزندان پيغمبر دعوت مىكنيم كه اين جبار بن جبار متمرد فاسد را ترك وخوار كنيد . ( مقصود عبيد اللّه بن زياد است ) . شما از آنها ( پدر وپسر ) جز كور كردن چشم وبريدن دست وپا وتمثيل بعد از مرگ ( پاره‌پاره كردن مرده ) وبه دار كشيدن بر نخل خرما وكشتن شما وأمثال اين نخواهيد يافت . آنها قرآن خوانان أمثال حجر بن عدي وياران أو را كشتند . آنها هانى بن عروه ومانند أو را كشتند . » گفت ( راوي ) : أو را دشنام دادند وعبيد اللّه بن زياد را ستودند وگفتند : « به خدا قسم ما از اين‌جا نخواهيم رفت تا رفيق تو ( حسين ) وياران أو را بكشيم يا آنها را با مسالمت وتسليم نزد عبيد اللّه بن زياد ببريم . » به آنها گفت : « اى بندگان خدا ! فرزندان فاطمه ( رضوان اللّه عليها - عين عبارت مؤلف ) به يارى ونگهدارى ودوست دارى از پسر سميه أحق وأولى هستند . اگر شما آنها را يارى نكنيد ، پناه بر خدا اگر آنها را بكشيد . شما اين مرد را ( حسين ) آزاد بگذاريد كه أو داند وپسر عم أو يزيد بن معاوية . به جان خود سوگند ، يزيد از طاعت شما بدون قتل حسين خشنود خواهد بود . » شمر أو را هدف تير كرد وگفت : « خاموش باش ! خداوند چراغ عمر تو را خاموش كند . تو افراط واصرار وابرام كردى وسخن بسيار گفتى . » زهير به أو گفت : « اى فرزند كسى كه به عقب دو پا بول مىكند ( كناية از بدوي وحشى كه دور از آداب ووسايل تمدن است ) . من به تو خطاب نمىكنم . تو جز يك بهيمه ( جانور ) چيز ديگرى نيستى . گمان نمىكنم كه تو از كتاب خداوند ، يك يا دو آية هم حفظ كرده باشى . من مژدهء خوارى ورسوايى روز رستاخيز را به تو مىدهم با رنج وعذاب دردناك . » شمر گفت : « خداوند تو ويار تو را ( حسين ) بعد در يك ساعت خواهد كشت . » گفت : « تو مرا به مرگ مىترسانى وتهديد مىكنى ؟ به خدا قسم ، مرگ براي من از زندگانى جاويد با شما گواراتر وبهتر است . » بعد از آن ، صداى خود را بلند كرد وفرياد زد وگفت : « اى بندگان خدا ! اين سبك‌سر خشن وحشى شما را از راه راست ودين خود منحرف نكند . به خدا سوگند ، مردمى كه خون فرزندان پيغمبر خود را بريزند ، از شفاعت پيغمبر محروم خواهند شد . شما را فريب ندهد ومغرور نكند . كساني كه ذريه وأهل بيت نبي وياران آنها را كه به دفاع از نصرت پرداخته وحرم وحريم آنها را حمايت مىكنند با فريب وغرور أو ( شمر ) مىكشند ؛ از دين منحرف هستند . » حسين به أو فرمان بازگشت داد وأو هم برگشت . خليلي ، ترجمهء كامل ، 5 / 170 - 172