تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
وحفروا حول الخيمة خندقا ، وملؤوه نارا حتّى يكون الحرب من جهة واحدة . « 1 »
هامش
- حضرت فرمود : « اى فرزند شبان ! بزودى معلوم خواهد شد كه تويى سزاوار آتش جهنّم . » مسلم بن عوسجة گفت : « يا بن رسول اللّه ! دستوري ده كه تيرى بر اين ملعون بيندازم كه اين از همه شقىتر است وبر سر تير آمده است . » حضرت فرمود : « من ابتدأ به قتال ايشان نمىكنم . مىخواهم حجّت خدا را برايشان تمام كنم . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 652 ، 654 ، 655 ، 656 - 657 ( 1 ) - آن‌گاه حسين عليه السّلام [ در شب عاشورا ] بفرمود تا خيمه‌هاى أهل بيت وأصحاب را با هم پيوسته كردند وطناب خيمه‌ها را به هم دربردند تا راه آمد شدن ورزم زدن از يك سوى افزون نتواند بود وگرداگرد معسكر را خندقى حفر كردند تا سوار مخالف تاختن نتواند كرد وآن خندق را از حطب وقصب انباشته كردند تا هنگام حاجت آتش در زنند . [ . . . ] چون اين مناجاة [ مناجاة روز عاشورا ] را به نهايت آورد ، سلاح جنگ خويش را طلب فرمود وزره رسول خداى را درپوشيد وعمامهء سحاب آن حضرت را بر سر گذاشت وآن خودى بود از آهن كه أطراف آن يك به دست رزه داشت ورزهء آن خود برفراز رزه مىآمد وأطراف گردن وچهرگان را از زخم سيف وسنان حفظ مىنمود . آن‌گاه شمشير رسول خداى را بر ميان بست واز خيمه بيرون شد وبفرمود تا آن حطب وقصب كه در خندق انباشته داشتند ، آتش درزدند تا مبادا در غلواى جنگ پاره‌اى از سپاه كوفه از جانب ديگر به لشكرگاه درآيند . اين وقت از آن سوى لشكر ابن سعد جنبش كردند وگرداگرد معسكر حسين عليه السّلام را پره زدند . چون آن خندق وآتش افروخته را نگران شدند ، شگفتى گرفتند . شمر ذي الجوشن به أعلى صوت فرياد برداشت كه : يا حسين ! أتعجّلت بالنّار قبل يوم القيامة ؟ گفت : « اى حسين ! پيش از آن‌كه قيامت برسد ، شتاب كردى به آتش ؟ » امام فرمود : « اين گوينده كيست ؟ مگر شمر است ؟ » گفتند : « جز أو نيست . » فقال له : يا ابن راعية المعزى ! أنت أولى بها صليّا . فرمود : « اى بزچران ! تو سزاوارترى به آتش افروخته . » مسلم بن عوسجة خواست تا خدنگى به سوى أو بگشايد ، حسين عليه السّلام رضا نداد . عرض كرد : « رخصت كن تا أو را هدف تير سازم . چه اين فاسق از دشمنان خدا وبزرگان ستمكاران است وخداوند مرا بر أو چيره مىفرمايد . » فقال له الحسين : لا ترمه ! فإنّي أكره أن أبدأهم بقتال . فرمود : « أو را با تير مزن ! چه من مكروه مىدارم كه با اين جماعت ابتدأ به مقاتلت كنم . » سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهداء عليه السّلام ، 2 / 214 ، 225 ، 226 -
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 259 | مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية