آشكار شد وديگ كينهها به جوش آمد .
بار الها نبودن پيامبرمان وبسيارى دشمنانمان وپراكندگى هواها وانديشههايمان را به تو شكايت مىكنيم ( پروردگارا بين ما ودشمنانمان به حق حكم كن ، كه تو بهترين حكم كنندگانى ) . »
[ شرح ]
( 57071 - 57044 ) روايت شده است كه هر گاه جنگ شدت مىيافت وسوار مركب مىشد ، نام خدا را بر زبان مىآورد وسپس مىفرمود : حمد خدا را بر نعمتها وفضايل همگانيش ، پاك ومنزه است آن كه اين مركب را در اختيار ما گذاشت در حالي كه ما توانش را نداشتيم وما به سوى پروردگارمان مىرويم ، بعد رو به طرف قبله مىكرد ودستهايش را بلند مىكرد ومىگفت : بار الها گامها را به سوى تو برداشتم . . . تا آخرين كلمه : خير الفاتحين ، وبعد به يارانش مىفرمود با بركت خدا راه بيفتيد وسپس مىگفت : اللَّه أكبر اللَّه أكبر لا اله الا اللَّه واللَّه أكبر ، يا اللَّه يا أحد يا صمد ، يا رب محمد ، بسم اللَّه الرحمن الرحيم ولا حول ولا قوة الا باللَّه العلي العظيم ، إياك نعبد وإياك نستعين ، اللهم كف عنا أيدي الظالمين واين بود شعار حضرت در جنگ صفين .
معمولا نظر امام ( ع ) بر اين بوده است كه جهاد را به عنوان عبادتي خالص براي خدا انجام دهد ، وچون كمال عبادت ورمز سودمنديش آن است كه همراه با ياد خدا وتوجه باطن به سوى أو باشد ، به اين دليل ، چنان كه در اين سخن ومواردى شبيه آن موجود است ، روش حضرت در هنگام جهاد تضرع وزارى وتوجه به حق تعالى بود ، تا هم عبادتش را از روى خلوص ومطلوب انجام دهد وهم طلب پيروزى ونصرت براي غلبهء بر دشمن ، از خداوند كرده باشد ، پس با تعبير باز شدن دلها به سوى حق تعالى اشاره به كمال اخلاص براي خدا در حال جهاد كرده ، وبا كشيده شدن گردنها وخيره شدن چشمها به