نفسهاى دردناك وكندى كردنت در بارهء خلفا ، شناخته مىشود ودر تمام اين مدّت با زور واكراه كشانده مىشدى چنان كه شتر مهار شده براي فروش كشانده مىشود ، از همه گذشته نسبت به هيچ كس حسد إعمال نكردى به اندازه آنچه نسبت به پسر عمويت عثمان به عمل آوردى ، در حالي كه أو ، به دليل خويشاوندى ومصاهرتش با رسول خدا ، از ديگران به اين كه بر وى حسد نبرى سزاوارتر بود ، اما رحمش را قطع كردى ونيكيهايش را به زشتى مبدّل ساختى ومردم را بر أو شوراندى در نهان وآشكار ، كارهايى انجام دادى تا شتر سواران از أطراف بر أو حملهور شدند ، واسبهاى سواري به سوى وى رانده شد ودر حرم رسول خدا بر عليه أو اسلحه جمع شده در حالي كه با تو در يك محلّه بود به قتل رسيد وتو از ميان خانهء أو هياهوى دشمنان را مىشنيدى اما براي دور كردن آنان از أو چه با گفتار وچه با كردار از خود اثرى نشان ندادى ، براستى سوگند ياد مىكنم كه اگر تو ، در آن روز به دفاع از أو مىايستادى ومردم را از قتل أو ، باز مىداشتى ، طرفداران عثمان هيچ فردى از انسانها را در خوبى با تو همسنگ نمىكردند ، واين كار نيك تو از نزد آنها خاطرهء زشت دورى از عثمان وستم بر أو را كه از تو مىشناختند ، بر طرف مىكرد ، مطلب ديگرى كه باعث شده است ، ياران عثمان را بر تو بد گمان كند آن است كه كشندگان وى را به خود پناه دادهاى ، هم اكنون آنها بازوان وياران ومعاونان ودوستان نزديك تو شدهاند وبه من چنين گفته شده است كه تو خود را از خون عثمان تبرئه مىكنى ، پس اگر راست مىگويى كشندگان وى را به ما تسليم كن تا آنان را به قتل رسانيم ودر اين صورت ما از همهء مردم سريعتر به سوى تو مىآييم ، واگر اين كار را نكنى هيچ چيز در مقابل تو وأصحاب تو بجز شمشير نخواهد بود ، سوگند به خدايى كه جز أو خدايى نيست ، در جستجوى كشندگان عثمان كوهها وريگستانها وخشكى ودريا را مىگرديم تا اين كه يا خدا آنها را بكشد ويا
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 615
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٦١٥