تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
شگفتا از اين روزگار مرا همسنگ كسى قرار داده است كه نه چون من به اسلام خدمت كرده ونه سابقه‌اى در دين چون من دارد سابقه‌اى كه هيچ كس مثل آن را ندارد ، من سراغ ندارم كسى را كه چنين ادعايى بكند وگمان ندارم خدا هم چنين كسى را بشناسد ودر هر حال خداى را مىستايم . واما آنچه از من خواسته‌اى كه قاتلان عثمان را به تو بسپارم ، پس در اين باره انديشيدم ، ديدم براي من روا نيست آنها را به تو ، يا به غير تو بسپارم ، وبه جان خودم سوگند ، اگر دست از اختلاف وگمراهيت برندارى ، بزودى خواهى يافت كه همانها به پيكار وتعقيب تو برخواهند خاست ، ونوبت نمىدهند كه براي دسترسى به آنان زحمت جستجو ، در خشكى ودريا ، وكوه ودشت را تحمل كنى ، ولى بدان ، اين جستجويى است كه يافتنش براي تو ناراحت كننده است وديدارى است كه ملاقاة آن ، تو را خوشحال نخواهد كرد ، سلام بر آنان كه شايستهء سلام مىباشند . »

[ شرح ]

( 56199 - 56193 ) اين نامه گزيده‌اى است از نامه‌اى كه حضرت در پاسخ نامهء معاوية مرقوم فرموده‌اند . نامهء معاوية از اين قرار بود : از معاوية بن أبي سفيان به جانب علي بن أبي طالب : سلام بر تو ، همانا من نزد تو ، سپاس وستايش مىكنم خدايى را كه جز أو ، خدايى نيست ، پس از حمد خدا ونعت پيامبر ، خداوند محمد ( ص ) را به علم خويش مخصوص كرد وأو را امين وحى خود قرار داد ، وبه سوى خلق خود فرستاد واز ميان مسلمانان برايش يارانى برگزيد ، وأو را به وجود آنان تأييد فرمود ، مقام ومنزلت آنها در نزد رسول خدا به اندازهء فضيلت وبرترى آنان در اسلام بود ، پس با فضيلت‌ترين ايشان در اسلام وخيرخواه‌ترينشان براي خدا ورسولش خليفهء بعد از أو ، وجانشين خليفهء وى وسومين خليفه عثمان مظلوم مىباشد ، وتو به همهء آنها حسد بردى وبر تمامشان شورش كردى ، وتمام اين مطالب از نگاههاى خشم آلود وگفتارهاى نامربوط و
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 614 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم