فضيلتشان در اسلام بود ، وبه گمان تو با فضيلتترين آنان در اسلام وخيرخواهترين آنها براي خدا وپيامبرش خليفه أبو بكر صديق وعمر فاروق بود ، به جانم سوگند موقعيت اين دو نفر در اسلام عظيم است ومصايب آنها به سبب ناراحتيهايى كه در اسلام متحمل شدند ، شديد است ، خدايشان رحمت كند وآنان را پاداشى نيكوتر از اعمالشان بدهد ، اما تو مطالبى در نامهات نوشتى كه اگر تمام وكامل باشد به تو ربطى ندارد وتو از آن بركنارى ، واگر ناقص وناتمام باشد به تو صدمه وضررى ندارد بلكه زيانش بر همان كساني وارد مىشود كه در آن زمان بودهاند وتو را چه رابطهاى است با صديق ؟ زيرا صديق كسى است كه حق ما را تصديق كند وبپذيرد ، وباطل دشمنان ما را باطل داند ، وتو را چه به فاروق ؟ زيرا فاروق كسى است كه ميان ما ودشمنانمان فرق وامتيازى قائل شود ، ونيز يادآور شدى كه عثمان از حيث فضيلت در مرتبهء سوم است ، عثمان اگر نيكوكار بوده است ، بزودى پروردگار بسيار آمرزندهاى را ملاقاة مىكند ، كه گناه را بزرگ نمىبيند وآن را مىآمرزد ، به جان خودم سوگند از خدا اميدوارم روزى كه هر كس را به اندازهء فضيلتش در اسلام وخيرخواهيش نسبت به خدا وپيامبرش پاداش دهد ، بهرهء ما را از همه بيشتر عطا فرمايد زيرا ، آن گاه كه محمد ( ص ) مردم را به سوى ايمان به خدا وتوحيد فرا خواند ما أهل بيت ، نخستين كساني بوديم كه به أو ايمان آورديم وآنچه را گفت پذيرفتيم وسألها با محروميت بسر برديم واز ميان عرب در روى زمين كسى غير از ما خداى را عبادت نمىكرد .
دنباله اين مطالب به اين جمله آغاز مىشود :
( 56230 - 56200 )
فأراد قومنا . . . نار الحرب ،
وسپس اين عبارات آمده است : ومخالفان در ميان خود پيمان نامهاى عليه ما نوشتند كه با ما غذا نخورند وآب نياشامند وبا ما ازدواج وهيچ داد وستد نكنند . براي ما هيچ امنيّتى در ميان آنان نبود مگر اين كه پيامبر به آنها تحويل داده شود تا أو را به قتل رسانند ومثلهاش كنند ، پس