كسى به حقيقت آن ، راه نيابد بجز فرشتهء مقرب درگاه ربوبي ويا پيامبرى عظيم الشأن ويابندهاى كه خداوند دل وى را به ايمان آزموده باشد بنا بر اين موقعى كه براي شما رازي از رازهاى پنهانى گشوده ، ويا امرى از أمور غيب آشكار شد آن را به جان بپذيريد واگر از درك حقيقت آن عاجز مانديد ، مبادا آن را انكار كنيد بلكه علم آن را به خود خداوند واگذار كنيد تا به گمراهى دچار نشويد زيرا شما در مقامي قرار داريد كه پهنهء آن از ما بين آسمان وزمين گستردهتر است ودر اين قسمت از سخنان حضرت كه از جاى ديگر نقل شده است : وإنّى من احمد بمنزلة الضوء من الضوء ونيز كنّا اظلالا . . . ناميه ، به دو مطلب مهم اشاره دارد كه ذيلا ذكر مىكنيم :
الف - اشاره به اين است : كمالاتى كه به توسط كمالات نفساني رسول خدا ، براي نفس مقدس آن جناب حاصل شده است ، شبيهترين چيزها به اقتباس نور از نور مىباشد ، مثل شعلهء چراغى كه از چراغ بزرگتر وبالاتر ، روشن شود .
در اصطلاح قرآن ونيز أهل معنا واولياى خدا معمول است كه نفوس پاك وعلوم ومعارف را به نور وروشنايى تشبيه مىكنند به دليل آن كه مشبه ومشبّه به ، هر دو داراى صفا هستند وهادي ورهنما مىباشند .
ب - با بيان اين مطلب كه آن حضرت با پيامبر وذريه طاهرينش پيش از آفرينش انسانها در زير عرش الهى سايههايى به صورت أشباح غير مادي بودهاند ، به وجود آنها در علم كلى الهى اشاره فرموده است ، زيرا در برخى موارد از اين علم كلى تعبير به عرش الهى مىشود واين كه از اين أنوار پاك به سايهها تعبير كرده واستعاره آورده به اين اعتبار است كه ايشان در آن عالم مرجع خلق وملجا وپناهگاههاى آنان بودهاند ، شرح اين معنا به گونهاى روشنتر ، در ضمن شرح خطبهء أول كتاب بيان شده است .
( 42357 - 42345 )
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 347
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٣٤٧