تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
مىباشند كه ناتوان بودند وقدرت بر مسافرت وجلاى وطن نداشتند ، اما كساني كه در زمان امام بودند ، آن حضرت را شناختند وقول أو را درك كردند مستضعف نيستند بلكه مهاجرند چرا كه بر مردم زمان پيامبر ، مسافرت وترك وطن براي صدق هجرت لازم وواجب بود ، اما بر آنان كه در دورانهاى بعد بودند ، مسافرت لازم نبود ، بلكه كافى بود كه امام را بشناسند وبه دستور العملهاى وى عمل كنند ، اگر چه طي مسافتى نكنند . شارح پس از بيان گفتار قطب راوندى مىگويد : به نظر من اين فراز از سخن امام اشاره به اين است كه هر كس دعوت امام را شنيده حجت بر وى تمام است واگر از مهاجرت به طرف أو كوتاهى كند در حالتي كه قدرت داشته ، در اين عمل معذور نيست ونمىتواند خود را جزء آن مردان وزنان وفرزندان مستضعف به شمار آورد كه عذرشان پذيرفته است بلكه مورد ملامت ومستحق كيفر الهى است مانند كساني كه بهانه‌تراشى مىكنند وهنگام مرگ در پاسخ فرشتگان مىگويند : ما در روى زمين مستضعف بوديم بنا بر اين ، اين فرمايش حضرت ، ويژه كساني است كه توانايى سفر به سوى امام خود را دارند نه ناتوانهايى كه أهل استضعاف مىباشند ، ولى بايد توجه داشت كه اين احتمال در صورتي درست درمىآيد كه اطلاق مهاجر بر انسان در كلام پيشين مشروط به معرفت امام با مشاهده وسفر به جانب أو باشد ، زيرا اگر بدون آن مهاجرت صدق كند ، در ترك آن ، منع وملامتى نخواهد بود . ( 42342 - 42320 )

مسأله ششم : انّ أمرنا صعب مستصعب ،

مقصود از واژهء امر كه امام آن را صعب ومستصعب شمرده است موقعيت كمالى أئمة أطهار وخاندان رسالت مىباشد كه براي ديگران فوق تصور است . وهمين ويژگى است كه باعث مىشود از آنان كارهايى سرزند كه ديگران عاجز وناتوانند واز گذشته وآينده خبر مىدهند همان گونه كه خود حضرت از آيندهء تاريخ خبر داد چيزهايى كه