بعدها مو به مو ، به وقوع پيوست ومانند قضاوتها وداستانهاى شگفتانگيزى كه از آن حضرت نقل شده است وتحقق اين أمور براي كسى ميسّر نمىشود جز پيامبران وجانشينان بر حق ايشان ونيز درك اين مقام ويژه ، از انديشهء محدود انسانهاى عادى خارج است وكسى نمىتواند آن را بپذيرد وتحمل كند مگر روحيهء انسانهايى كه خداوند به سبب ايمان ، آن را آزمايش وامتحان فرموده باشد چنان كه در قرآن فرموده است :
« إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ
« 6 » » ، يعنى دلهايى كه به تكليفهاى شاق وگرفتاريهاى فكرى ونقلي آزمايش فرموده وآنها را آماده ساخته است تا ايمان كامل به خدا وپيامبرش آورده ودر مسيري كه أو خواسته قدم بردارند ، روحيههايى كه با كمالات علمي وفضيلتهاى اخلاقى نوراني شده وبه سرچشمهء معارف اولياى خدا آگاهى يافتهاند وكيفيت صدور معجزات وأمور فوق العادة را از ايشان دريافته وبه اين دليل آنچه مىگويند از گذشته وآينده ، انجام مىدهند ويا دستور مىدهند همه را بدون ترديد مىپذيرند ، بر خلاف برخى تاريكدلان از همراهان خود حضرت كه گاهى از دستورهايش سرپيچى مىكردند وخبرهايى كه از فتنهها وآشوبهاى آينده مىداد تكذيب مىكردند كه وقتي اين مطلب را از آنان شنيد ، فرمود : مىگويند : على دروغ مىگويد ، خدا مرگشان دهد ، من به چه كسى ، دروغ مىبندم ؟ آيا به خدا دروغ مىبندم ، وحال آن كه من نخستين مؤمن به أو هستم ؟ يا به پيامبرش دروغ مىبندم وحال آن كه من اولين تصديق كنندهء أو مىباشم ؟ ! چنان كه در گذشته داستانش را شرح كرديم « 7 » بلكه تمام آنچه از آنان صادر مىشود بدون دخل
و
هامش
( 6 ) سوره حجرات ( 49 ) آية ( 3 ) يعنى : آنان كساني هستند كه خداوند دلهايشان را به سبب تقوا آزموده است .
( 7 ) در خطبه 68 سخن به صورت خطاب به منافقان بيان شده است وحال آن كه شارح در اين جا به صورت غايب آورده است . ( مترجم )