تصرف مىپذيرد واسرار الهى را كه برايش مىگويند باعث شادمانى وى مىشود . پس اين گونه اشخاص داراى سينهاى مطمئن مىباشند كه اسرار الهى را در آن جاى داده واز انتقال آن به كساني كه اهلش نيستند خوددارى مىكنند وآن چنان عاقل وخردمند وصبور وبردبارند كه ديدن وشنيدن مطالب بسيار شگفتانگيز ، كوچكترين تزلزلى در عقيدهء آنان به وجود نمىآورد ، تا اسرار الهى را ضايع يا انكار كنند بلكه اگر بتوانند حقيقت آن را درك كنند مصرّانه درستى آن را امضاء مىكنند وآن گاه كه از درك واقعي آن فرو مانند باز هم به اعتقاد آنان لطمهاى نمىخورد بلكه بطور اجمال باور دارند وحقيقت آن را هم به خداوند متعال واگذار مىكنند ودر جاى ديگر نيز سخنى شبيه اين سخنان از حضرت نقل شده است كه ترجمهء آن چنين است : قبيلهء قريش به جستجوى سعادت بود اما به بدبختى وشقاوت دچار شد وبه طلب نجات رفت ولى به هلاكت رسيد واي به حالشان ، مگر اينها قول خداى تعالى را نشنيدند كه مىفرمايد :
« وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ . »
« 8 » پس كي وچگونه مىتوان از در خانه ذرّيهء رسول خدا به جاى ديگر رفت ؟ خاندان نبوت كه خداوند ساختمان وجودي آنان را بر فراز تمام بناهاى عالم هستى برافراشت وآنان را سربلندترين خاندانها قرار داد وبر تمام خلق ايشان را برگزيد . اما من ، آگاه باشيد كه تمام ذريه پيامبر به منزله شاخههايى هستند كه من درخت آنهايم ونيز آنان درخت پر از شاخ وبرگند ومن به منزلهء تنهء آن درخت مىباشم ، من ورسول خدا مانند دو نور هستيم ، ما پيش از آفرينش بشر وحتى قبل از آفرينش گل آدم سايههايى در زير عرش الهى بوديم ما أشباح ومظاهرى والامقام بوديم نه اجسامى در حال رشد ، همانا درك موقعيت ما امرى است بسيار دشوار كه
هامش
( 8 ) سورهء طور ( 52 ) قسمتى از آيهء ( 20 ) يعنى : آنان كه ايمان آوردند وفرزندانشان هم در ايمان آوردن پيروشان شدند ما آن فرزندان را به آنها ملحق مىكنيم . . . .