يكى اين كه كلمهء أخبار كه مضاف بوده حذف شده ومضاف اليه آن كه الحجّه مىباشد باقي مانده است ومعناى سخن حضرت چنين است : كسى كه از وجود امام در زمان خود آگاهى واطلاع دارد حكم استضعاف بر أو ، بار نيست .
احتمال دوم آن كه مراد از حجّت أخبار ورواياتى باشد كه از طرف امام نقل مىشود وواجب است كه طبق آنها عمل شود ، نه آگاهى واطلاع از وجود امام .
قطب راوندى مىگويد : ممكن است اين سخن اشاره به يكى از دو آيهء قرآن باشد :
الف -
« إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ ، قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصِيراً .
« 4 » » پس مراد حضرت آن است كه هر كس امام را بشناسد واحكام ودستور العملهاى الهى را درست درك كند چنين شخصي هرگز مستضعف نيست اگر چه در وطن خود باشد وزحمت سفر به جانب امام را بر خود هموار نكند چنان كه ياد شدگان در آيهء مذكور نمىتوانند خود را مستضعف به حساب آورند .
ب - آيهء بعد ، پشت سر همين آية است كه مىفرمايد : « إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ . » « 5 » يعنى آنان كه در اين آية ذكر شدهاند ، به اين دليل مورد عفو
هامش
( 4 ) سوره نساء ( 4 ) آية ( 96 ) يعنى : كساني كه هنگام مرگ بر خويشتن ستمكار باشند فرشتگان از آنان مىپرسند ، در چه كار بوديد وچه مىكرديد ؟ آنان پاسخ مىدهند كه ما در روى زمين مستضعف بوديم ، فرشتگان گويند آيا زمين خدا پهناور نبود كه در آن به سفر پردازيد ؟ آرى مأواى ايشان جهنم است وبازگشت آنان به جايگاه بسيار بدى است .
( 5 ) سوره نساء ( 4 ) آية ( 97 و 98 ) يعنى : مگر آن گروه از مردان وزنان وكودكان كه براستى مستضعف بودند وگريز وچارهاى بر ايشان ميسّر نبود وراهى به نجات خود نمىيافتند ، اميد است كه ايشان را خداوند مورد عفو خود قرار دهد .