تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
درجات وثواب هجرت كنندگان صدر اسلام خواهند رسيد . ( 42285 - 42274 )

4 - مسأله چهارم : ما كان في الأرض . . . ومعانيها ،

در شرح اين عبارت برخى شارحان به اختلاف سخن گفته‌اند از آن جمله مرحوم قطب الدين راوندى مىگويد : حرف ما ، نافيه است كه معناى عبارت اين است : خداوند هيچ گونه نيازى به ساكنان روى زمين ندارد كه بخواهند دين أو را پنهان كنند يا آشكار سازند ، ونيز ايشان حرف من را براي بيان جنس گرفته‌اند . امّا شارح معتزلي ابن أبي الحديد ، نافيه بودن ما را نپذيرفته ومىگويد : اگر چنين باشد اين جمله در ميان دو جملهء مربوط به يكديگر ، معترضه وبيگانه خواهد بود ، وبه اين دليل ما را به معناى مدّت گرفته كه معناى جمله چنين مىشود ، هجرت به ارزش نخستين خود ، تا وقتي باقي است كه خداوند نياز به مردمى دارد كه در ، روى زمين دين وى را در دل نگه دارند ويا آن را آشكار سازند وسپس اين معنا را با عبارتى ديگر چنين توجيه مىكند كه : يعنى تا هنگامى كه عبادت مطلوب خداست وتكليف به آن از طرف وى براي ساكنان زمين باقي باشد ، واين تعبير تا حدودي شبيه معناى اين دعاست كه انسان از خدا مىخواهد ومىگويد : خدايا مرا تا زماني زنده نگه دار كه زندگى برايم خير باشد ، وبر طبق اين معنا ، واژهء حاجه در بارهء خداوند ، استعاره از طلب عبادت به سبب تكليف وأوامر صادره از ناحيهء وى مىباشد ، چنان كه گويا به آن نيازمند مىباشد ، ولى حق آن است كه مىتوان ما را نافيه گرفت ، در عين حال ، اتصال وتناسب جمله را هم با ما قبلش حفظ كرد زيرا موقعى كه حضرت اين همه مردم را براي طلب دين وپرداختن به عبادت خداوند تشويق وترغيب مىكند ممكن است برخى تصور كنند كه شايد خداوند نيازى به عبادت بندگان دارد ، لذا به منظور دفع اين توهّم اين سخن را بيان فرموده است ، بنا بر اين معناى عبارت امام چنين مىشود : هجرت بر همان معناى أول خود باقي است وبر هر كس كه براي
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 341 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم