ب - دليل نقلي ديگر سخن پيامبر أكرم است كه مىفرمايد : « مهاجر كسى است كه از آنچه خدا بر أو حرام كرده ، دورى كند « 2 » » واين واضح است كه هر كس از گناه ومخالفت پيشوايان دين دست بردارد وبه أطاعت وپيروى آنان رو آورد ، از حرام خدا هجرت كرده ومهاجر به حساب مىآيد .
واما دليل عقلي : همچنان كه هر كس وطن خود را براي رسيدن به حضور پيامبر ترك كند مهاجر است كسى هم كه وطن خود را ترك كند تا به حضور جانشين أو از خانوادهء طاهر ومطهّرش برسد نيز مهاجر خواهد بود ، زيرا مطلوب وهدف در هر دو مورد يكى است وآن سفر در راه خدا وطلب دين أو مىباشد خواه كه به سوى پيامبر باشد يا جانشينان أو ، زيرا ميان آن حضرت وامامان معصوم ( ع ) جز مقام نبوت وامامت تفاوتى نيست واين هم دليل بر اين نمىشود كه هجرت مورد نظر منحصر به رفتن حضور پيامبر باشد ، حال اگر اشكال شود كه اين مطلب با سخن پيامبر أكرم تطبيق نمىكند زيرا فرموده است : « پس از فتح مكة هجرتي نيست « 3 » » تا آن جا كه عمويش عباس از آن حضرت خواهش كرد كه نعيم بن مسعود اشجعى را از اين عموم نفى واستثنا كند ، وپيامبر هم به وى اجازهء خروج داد ، در پاسخ مىگوييم براي جمع بين دو دليل ( سخن امام وقول پيامبر ( ص ) ) نفى حكم هجرت در سخن پيامبر را ، بر هجرت از مكة حمل مىكنيم وسلب اين مورد خاصّ دليل بر سلب تمام موارد نخواهد بود ، ونتيجهء اين فرمايش امام ( ع ) كه ياد از هجرت مىكند ، مىخواهد مردم را به اين امر متوجه كند كه براي كسب معارف دين وعمل به آن بكوشند وبه اين منظور از درياى معنويت أو ، وخاندان معصومش كسب فيض كنند ، به اين دليل كه فضيلت مهاجرت در راه خدا نصيبشان مىشود وبه
هامش
( 2 ) المهاجر من هاجر ما حرّم اللَّه عليه .
( 3 ) لا هجرة بعد الفتح .