تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
مانند چيزى است كه بطور عارية در خانه‌اى قرار دارد ، وبخش سوم ايمانى است كه نه مستند به برهان است ونه به قياسهاى جدلى بلكه از راه تقليد وحسن ظن به گذشتگان ويا از اعتماد به امامي كه مورد اعتقاد مىباشد پيدا شده است واين قسم را حضرت عارية ميان دلها وسينه‌ها ناميده زيرا پايين‌تر از بخش دوم وضعيفتر از آن ونزديكتر به زوال مىباشد . شارح نامبرده اين سخن امام را كه ايمان مستعار فقط تا هنگام مرگ باقي است به دو قسم أخير ارتباط داده است زيرا كسى كه ايمانش با قياس جدلى اثبات شود گاهى به درجهء يقين وبرهان مىرسد ، وآن در موقعى است كه با نظر دقيق بنگرد ومقدمات يقين‌آور بياورد ، ولى اگر مقدمات آن ايمان در نظرش ضعيف آيد عقيده‌اش تا مرحله تقليد پايين مىآيد وبه اين طريق ايمان دو قسم أخير محدود مىشود به اجل معلوم به دليل اين كه هر دو در معرض زوال مىباشند ، اين بود شرحي كه ابن أبي الحديد با توجه به متنى كه از نهج البلاغة مولى در هنگام شرح در دست داشته است امّا أصل مطلب آن است كه اگر اين روايت درست هم باشد ، باز به همان معنا وتقسيمى بر مىگردد كه ما بيان داشتيم زيرا ايمان چه برهاني وچه غير برهاني باشد اگر به حدّ ملكه برسد وراسخ باشد ، ايمان ثابت ومستقّر است وگرنه عاريتى است ومن گمان دارم كه قسم دوم در متن شارح معتزلي تكرارى است كه سهوا از قلم نويسنده صادر شده است ، خدا مىداند . ( 42265 - 42251 )

2 - مسأله دوم : فإذا كانت لكم براءة . . . حدّ البراءة ،

هر گاه شخصي را گنهكار يافتيد أو را بطور كلّى از هدايت محروم ندانيد ودر بيزارى جستن از وى شتاب نكنيد بلكه أو را مهلت دهيد زيرا تا فرا رسيدن مرگ احتمال برگشتن وتوبه كردن مىباشد ، به دليل اين كه حتى براي كافر كه بزرگترين گناهان را كه شرك است مرتكب مىشود احتمال ايمان آوردن وتوبه كردن مىرود تا چه