تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
مسلمانى كه مرتكب گناه مىباشد واگر مرگش فرا رسيد وگناهان خود را تدارك نكرد آن وقت هنگام برائت جستن از وى فرا مىرسد زيرا پس از مرگ اميد وانتظار وبرگشتن از گناه باقي نمىماند ، برخى از شارحان گفته‌اند مراد از اين بيزارى جستن ، طرد مطلق وبيزارى كلى است كه تا پيش از مرگ روا نيست وگرنه بيزارى مشروط از فاسق قبل از مرگ هم جايز است يعنى از گناهكار بيزارى بجويد تا موقعى كه آلوده به گناه است وتوبه نكرده باشد . ( 42273 - 42268 )

3 - مسأله سوم : والهجرة قائمة على حدّها الأول ،

حقيقت معناى لغوى هجرت ، ترك منزل ورفتن به منزلي ديگر مىباشد ، واين كه از نظر عرف مسلمين به هجرت در زمان حضرت رسول أكرم اختصاص يافته آن را بطور كلى از معناى لغويش خارج نمىسازد ، اين جا نيز مراد امام ( ع ) از اين كه مىفرمايد : هجرت بر حدّ نخست خود باقي است ، آن است كه در اين زمان هر كس براي احياى دين خدا وشناخت معارف حقّهء اسلام حركت كند وبه امام ورهبر توحيدي خود بپيوندد مهاجر حساب مىشود زيرا أو نيز ترك باطل كرده وبه جانب حقّ شتافته است ، واين مطلب به دو دليل اثبات مىشود ، يكى دليل نقلي وديگرى دليل عقلي امّا دليل نقلي خود ، دو راه دارد : الف - آيهء قرآن
« وَمَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَسَعَةً
« 1 » » در اين قسمت از آية ، خداوند هر كس را كه وطن وزندگانى خود را براي به دست آوردن دين خدا وأطاعت فرمان أو ترك كند مهاجرش خوانده است وچون واژهء من طبق تحقيقى كه در علم أصول فقه به عمل آمده عموميت دارد وهمه كس را شامل مىشود پس تمام كساني كه در راه دين خدا مسافرت مىكنند مهاجر خواهند بود .
هامش
( 1 ) سوره نساء ( 4 ) آية ( 99 ) ، يعنى : هر كه در راه خدا مهاجرت كند ، در زمين براي آسايش وگشايش امورش جايگاه بسيار خواهد يافت . . .