رسيده است كه واجب بالذات نيست وبه خالق جهان نرسيده است ومراد از عبارت امام ( ع ) آن است كه : در مقام توجه به حق تعالى وكاوش در جستجوى معرفت وى مثل ومانندى برايش قايل نشوند .
( 40971 - 40966 ) 3 - ويژگى سوم كه ذات أقدس خداوند از آن بدور است ، اين سخن امام ( ع ) مىباشد : ولا ايّاه عنى من شبّهه ، معنا وشرح اين فراز با عبارت بالا شباهت كامل دارد .
( 40979 - 40972 )
4 - ولا صمده من أشار اليه وتوهّمه ،
اشاره كردن بطور كلى دو گونه است :
حسى وعقلي وهر دو در مورد خدا ، باطل است زيرا لازمهء اشارهء حسّى آن است كه أو داراى وضع وهيأت وشكل ومكان باشد ، چنان كه بارها گفتهايم ، وامّا اشارهء عقلي چنان كه معلوم است نفس انساني تا هنگامى كه در جهان مادة غريبانه بسر مىبرد اگر بخواهد امر معقولى را از عالم غيب به دست آورد ، ناچار است كه براي ضبط واثبات آن از قوهء خيال ووهم كمك بگيرد پس هيچگاه نمىتواند به أمور معنوي اشاره كند ، مگر با مشاركت وهم وخيال كه لازمهء داشتن حدّ وكيفيت است واز طرفي مىدانيم كه حق تعالى از كيفيات وحدود وهيأت داشتن منزّه وپاك است ، بنا بر اين آن كه خدا را مورد اشاره قرار دهد وادّعا كند كه در شناخت وى به حقيقت رسيده است در حقيقت چيزى را اراده كرده است كه داراى كيفيت وحال مىباشد ، در صورتي كه أو واجب الوجود نيست ، پس واجب الوجود را اراده نكرده است ، بدين جهت بطور كلى اشاره به ذات أقدس حق تعالى محال وممتنع است .
( 40993 - 40980 )
5 - ويژگى پنجم در اين سخن حضرت مورد اشاره واقع شده است . كلّ معروف بنفسه مصنوع ،
آنچه از اين جمله اراده شده آن است كه كنه وحقيقت وجود حق تعالى بر كسى معلوم نيست ولى چون در مقام استدلال است مىتوان از شكل أول قياس اقتراني بدين گونه استفاده كرد كه اين جمله از سخن