تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
( 52237 - 52190 )

فكانّهم . . . سبات ،

هر گاه كسى بخواهد وصف مخصوص از دنيا رفته‌ها را بيان كند ، آنها را به كساني تشبيه مىكند كه از شدت خواب بيهوش افتاده باشند ووجه مشابهت آن ، نبودن حركت وشنوايى ونداشتن نيروى سخنگويى ودارا بودن وضعي است كه از أو مشاهده مىشود ، ودر قسمت بعد اختلاف برخى أحوال آنها را با زنده‌ها چنين بيان داشته است كه در دنيا بطور معمول همسايگان با هم مأنوسند ودوستان به ديدار يكديگر مىروند ، وتنها كسى است كه در ميان جمعيت نيست امّا در عالم مردگان ، اين امر به طريق ديگرى است : آنان همسايگانند ، با آن كه تنها واز هم دورند . مقصود از همسايگى مردگان نزديك بودن قبرهاى آنان ومراد از دوستى ومحبت آنان ، آن دوستى ومودّتى است كه در دنيا با همديگر داشته‌اند ، ومنظور از دور بودن آنها از همديگر ، به ديدار يكديگر نرفتن مىباشد ، وهمچنين دوستى آنان بر أساس محبتي است كه در دنيا به يكديگر داشته‌اند ، واين كه حضرت مىفرمايد : مردگان ، براي شب خود صبحي وبراي روز خود شبى نمىشناسند از آن روست كه پيدايش شب وروز بر اثر حركات جّوى است كه در دنيا واقع مىشود ، وچون در آخرت چنين أموري وجود ندارد ، پس شب وروزى هم به اين شكل نيست ، واز كلمهء : جديدين شب وروز اراده شده است ، زيرا پيوسته در حال تجديد ونو شدن مىباشند ، شب مىرود وروز مىآيد وبر عكس . امام ( ع ) لفظ : ظعن را كه به معناى كوچ كردن وبار كردن است ، براي انتقال به جهان آخرت استعاره آورده است . نكته بلاغى : حضرت در متن خطبه فرمود : شب يا روزى كه شخص در آن مىميرد پيوسته بر أو دوام دارد وسرمدي است ، اما شارح مىگويد اسناد سرمدي به آن ، اسناد حقيقي نيست ، زيرا در عالم برزخ عين همان شب يا روز
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 116 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم