تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
قرار داده اضافه مىكند آنها با افتخار كردن به مردگان خود ، گوئى آنها را به زندگى بر مىگردانند . 2 - احتمال دوم آن كه اگر چه همزهء استفهامى ندارد ولى ( مثل جملهء قبل ) استفهام انكارى وتقدير آن چنين است : أيرتجعون منهم بفخرهم ، لهم أجسادا خوت : آيا از گورستان مردگانشان به افتخار برمىگردند وحال آن كه جز جسدهايى درهم ريخته وبىحركت نيستند ؟ ( 52016 - 52008 )

لان يكونوا عبرا احقّ من أن يكونوا مفتخرا ،

در اين جمله حضرت ، آن سرزنشى را كه در مورد افتخار كردن به نام ونشان مردگان بيان فرموده بود ، مورد تأكيد قرار داده است ، يعنى اين كه بايد اين أجسام بىجان گذشتگان شما وسيلهء پند وعبرت شما باشند نه مايهء فخر ومباهاتتان ، ودر حقيقت معناى حملهء قبلي را روشن مىكند . ( 52040 - 52017 )

ولأن يهبطوا بهم جناب ذلّة ،

اين جمله نيز مؤيّد همان معنا است يعنى اين كه از ديدن گورهاى مرده‌ها بايد انسان متواضع شود وبه خوارى خود پى ببرد ، كه لازمهء آن ، كوچكى در برابر عزّت وارجمندى خداوند است ، واين كه مردگان مايهء عبرت باشند خردمندانه‌تر است از آن كه سبب افتخار ومباهات باشند . كلمهء « ابصار » به « عشوه » اضافه شده است ، زيرا كه ميان آنها مناسبتى وجود دارد ، وآن چنين است كه آنان با ديده‌هاى دلشان كه پردهء ناآگاهى وجهل نسبت به أحوال مردگان آن را فرا گرفته بود ، به آنها مىنگرند ودر اين راه ناآگاهانه وكوركورانه سير مىكنند . ( 52052 - 52041 )

ولو استنطقوا . . لقالت ،

يعنى اگر از مردگان راجع به أوضاع پس از مرگ بپرسى ، با زبان حال چنين وچنان خواهند گفت . در زمينهء پاسخ مردگان دو احتمال وجود دارد ، يكى اين كه از جملهء : لقالت تا . . . فيما خرّبوا جواب وزبان حال مردگان باشد ، واحتمال دوم ، آن كه
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 113 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم