تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 851

مساهمون:

ص٨٥١
فجرة ، وكفرة به صورت غدرة ، فجرة ، كفرة كه به معناى بسيار حيله‌گر وبسيار فاجر وكافر مىباشد نيز روايت شده ، وآنچه پيشتر گفته شد در اثبات مطلوب روشنتر است . برخى از شارحان گفته‌اند : سبب اثبات كفر براي معاوية اين است كه در اين جا مراد غدر كننده‌اى است كه به كار بردن غدر را جايز وحلال بشمارد ، چنان كه مشهور است كه عمرو بن عاص ومعاوية آنچه را كه حرمت آن از ضروريّات دين محمّد ( ص ) بود مباح شمرده حرمت آن را انكار كردند ، ومعناى كفر همين است ، شايد هم مراد از كفر ، ناسپاسى وكفران نعمتهاى پروردگار وناديده گرفتن آنها از طريق ارتكاب گناه باشد ، چنان كه مفهوم لغوى كفر است . اين كه در خطبه ، واژه كفر مفرد آمده براي اين است كه با تعدّد غدر كفر نيز متعدّد وتكرار مىشود ، وتوجّه به اين نكته بيشتر باعث بيزارى ودورى جستن از غدر است ، زيرا منظور امام ( ع ) از اين سخنان بر حذر داشتن شنوندگان از اين عمل زشت وكفر آميز مىباشد . ( 48880 - 48868 ) فرموده است : براي هر غدر كننده‌اى در روز رستاخيز پرچمى است كه بدان شناخته مىشود ، كلمات آن حضرت در اين باره عين ألفاظ حديث نبوي است ، ودر آن هشدارى است بر لزوم دورى جستن از اين صفت زشت وناپسند . فرموده است : به خدا سوگند من با مكر ونيرنگ غافلگير نمىشوم ، اين سخن تأكيدى است بر آنچه پيش از اين فرموده كه آراء وتدابير مختلف را مىداند ، وچگونگى زيركى زيركان را مىشناسد ، بديهي است كسى كه به اينها آگاهى دارد با حيله ونيرنگ غافلگير نمىشود . ( 48884 - 48881 )

فرموده است : ولا استغمز .

اين واژه با زاي نقطه‌دار وبه اين معناست كه نمىتوان مرا ضعيف وزبون ساخت ، ومن در برابر سختيهايى كه وارد مىشود ناتوان نمىشوم ، واژه مذكور با راء نيز روايت شده ودر اين صورت معنا اين است كه من به گرفتاريهاى ناشى از