حيله ونيرنگهاى دشمنان ناآگاه نيستم ، اين سخنان در حقيقت پاسخى است به گفتههاى كساني كه به أحوال آن حضرت آگاهى نداشته وآن بزرگوار را به ضعف رأى وسوء تدبير نسبت مىدادند ، ومعاوية را در جنگ وجز آن مصلحت انديش مىشمردند ، واين گفتار را آن حضرت مىشنيد .
در اين جا بايد دانست كه براي پاسخ دادن به آنهايى كه اين تصوّر باطل را داشتهاند لازم است چگونگى حال وروش علي ( ع ) ومعاوية وكساني را كه به حسن تدبير منسوب داشتهاند بدانيم ، وتفاوت ميان آنها را بشناسيم ، بىشكّ پاسخ آنها جز يك چيز نيست ، وآن اين كه أمير مؤمنان ( ع ) شخصيّتى بود كه در جميع اعمال خود از احكام دين وقوانين شريعت پيروى مىكرد ، وعادتها وروشهايى را كه در جنگها معمول بود به كار نمىبست ، واز تدابيرى مانند نيرنگ وپليدى ومكر وحيله ويا اجتهاد در برابر نصّ ، وتخصيص دادن عمومات احكام به وسيله آراء ونظريّات خود ، وجز اينها كه در شرع مجوّزى ندارد دورى مىجست ، امّا ديگران از همه اين وسايل استفاده مىكردند وبه آنها تكيه داشتند وبه هر كارى دست مىزدند خواه موافق شرع باشد يا نباشد ، دامنه بهرهگيرى از هر نوع وسيله ، واستفاده از هر مكر وحيله براي آنها گسترده وآسان ، وبراي علىّ ( ع ) سخت ومشكل بود .
از أبو عثمان عمرو بن بحر جاحظ در اين باره سخنانى طولانى نقل شده كه خلاصهاش اين است : من بسا مىشود كسى را مىبينم كه گمان مىكند داراى عقل ودانش است ، وخود را از خواصّ مىشمارد در حالي كه از عوام است ومىپندارد كه معاوية نسبت به علي ( ع ) از بينشى ژرفتر ، وانديشهاى درستتر وطريقهاى بهتر برخوردار بوده است ، در حالي كه چنين نيست ومن به موارد اشتباه أو اشاره خواهم كرد ، از جمله اين كه علي ( ع ) در جنگهاى خود جز آنچه را كه موافق كتاب وسنّت بود به كار نمىبست ، در حالي كه معاوية هر چه را لازم مىديد انجام مىداد ، خواه موافق كتاب وسنّت باشد يا مخالف ، مثلا معاوية در جنگ ، همان
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 852
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٨٥٢