زياد اكتفا مىكنند ، واينها مردم عوامند ، زيرا از رازي كه در انفاق است ناآگاه ونسبت به مال دنيا بخيل وحريص مىباشند ، واين به سبب كمي رغبت ومحبّت آنها به آخرت است ، چنان كه خداوند متعال فرموده است :
« إِنْ يَسْئَلْكُمُوها فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا »
« 4 » وبي شكّ پاكيزگى نفس كساني كه در راه خدا مال خود را انفاق مىكنند وپيش از اين به آنها اشاره كرديم ، وهمچنين قرب وبعد آنها نسبت به حقّ تعالى ، به اندازه خشنودى ورغبت آنها در بذل مال ودلبستگى ويا وارستگى آنها از آن است ، وگروه مذكور يعنى آنانى كه تنها به اداى مقدار واجب بسنده مىكنند نيز دو دستهاند ، دستهاى اين حقّ را با خشنودى وگذشت ادا مىكنند ، ودسته ديگر با اين كه نسبت به پرداخت آن اقدام مىكنند ليكن از عمل خود تنگدل واندوهگين بوده ، ومحبّت آنچه را در راه خدا دادهاند از دل بيرون نكرده ودر انتظار پاداش آنند ، بنا بر اين اداى زكات براي اقسام گروههايى كه ذكر شد به جز دسته أخير ، مايه تقرّب به خداوند متعال مىباشد ، وهمان است كه أمير مؤمنان ( ع ) در گفتار خود كه فرموده است : انّ الزّكات . . . تا وقاية بدان اشاره كرده ، وآثار نيكويى را كه ذكر فرموده به كساني تخصيص داده كه اين حقّ را از روى رغبت ادا كنند .
اين كه زكات مايه قرب به خداوند است براي اين است كه اداى آن مستلزم راندن ودور كردن محبوبى است كه معمولا ادا كننده تصوّر مىكند همه كمالات وخواستههاى دنيوي به وسيله آن به دست مىآيد ، وأو به خاطر خداوند وشوق پاداشهاى أو از اين محبوب روى مىگرداند واز پيش خود مىراند ، ونيز زكات كفّاره بخل وسبب زدودن اين صفت زشت است ، همچنين زكات ميان بندهاى كه آن را ادا مىكند وعذابهاى خداوند به منزله مانع وحجاب است ، زيرا چنان كه مىدانيم مايه ومنشأ عذابهاى آخرت ، دلبستگى به دنيا وبيشتر به خاطر دوستى
هامش
( 4 ) سوره محمّد ( ص ) ( 47 ) آية ( 37 ) يعنى : اگر أموال شما را مطالبه كند ، وحتّى اصرار ورزد بخل مىورزيد .