گرفتن جزيه وتحقير آنان است ، وتكريم اسلام عبارت از گراميداشت آن ومردمش مىباشد واين كه مسلمانان را در نفوس ديگران ارجمند وبزرگ داشته است .
( 48077 - 48074 )
8 - در جمله وخذل محادّيه بنصره
مراد يارى أهل اسلام است ، يعنى خداوند با يارى أهل اسلام دشمنان آن را دچار خذلان وشكست كرده است .
در جملات چهارگانه پيش صنعت تضادّ موجود است ، زيرا قرينهها در عزّت وذلّت ، بلندى وپستى ، كرامت واهانت ، ويارى وخذلان ضدّ يكديگر است .
( 48082 - 48078 ) 9 - خداوند با استوار گردانيدن أركان اسلام ونيرومند ساختن آن پايههاى گمراهى را ويران كرده است ، منظور از پايههاى ضلالت ، اعتقادات گمراه كننده ، ومردمان گمراه است ، وواژه أركان استعاره است ، زيرا همان گونه كه وجود ساختمان بستگى به ستونها وپايههاى آن دارد ، گمراهى نيز به عقايد فاسد ومردمى كه داراى آن تباهيها وگمراهيها هستند وابسته است ، واژه هدم نيز براي از ميان رفتن اين گمراهيها بر اثر نيرومندى اسلام ومسلمانان استعاره شده است .
( 48088 - 48083 ) 10 - خداوند تشنگان وادى معرفت را از چشمههاى زلال آن سيراب كرده است ، واژه سقى ( آب دادن ) را براي افاضه علوم دين وكمالات نفساني به آنها استعاره فرموده است ، واژه عطش ( تشنگى ) براي آنانى كه گرفتارى خود را به جهل وناداني دانسته واز دانش بىبهرهاند ، وواژه حياض ( آبگيرها ) را براي دانشمندان اسلام كه حوضهاى علوم وحكمت دين مىباشند واين تشنگان از آنان كسب فيض مىكنند استعاره آورده است .
( 48092 - 48089 ) 11 - خداوند آبگاههاى آن را به وسيله آب كشندگان آن پر كرده است ، واژه مواتح ( آب كشندگان ) را يا براي سران وبزرگان دين در قرن اوّل هجرى كه اسلام را از سرچشمه زلال آن يعنى پيامبر أكرم ( ص ) فرا گرفتند استعاره فرموده ويا براي انديشهها وپرسشها وبررسيهاى دانشمندان اسلام در باره دين واحكام آن وفوايدى كه به دست آوردهاند ، استعاره قرار داده است ، ودر هر دو صورت وجه