مناسبت استعاره اين است كه آنان مانند كسى كه آب را از چاه بيرون مىكشد دين ودانش را از سرچشمه حقيقي آن كسب واستخراج كردهاند ، واژه حياض براي آنانى كه از علوم ومعارف دين استفاده مىبرند استعاره شده است .
( 48097 - 48093 ) 12 - خداوند اسلام را به گونهاى قرار داده كه دستاويزهاى آن كنده وگسسته نمىشود ، واژه عروة ( دستگيره ) براي آنچه انسان به وسيله آن به اسلام متمسّك مىشود استعاره شده وبا ذكر واژه انفصام ترشيح داده شده است ، وچون كسى كه به اسلام چنگ زند از هلاكت اخروى رهايى ، واز عذابهايى كه دامنگير پيروان أديان گذشته شده ايمنى مىيابد ، لذا با ذكر اين كه دستاويز اسلام كنده وگسسته نمىشود به امنيّت ودوام سلامت كسى كه به آن متمسّك مىشود اشاره فرموده است ، زيرا گسسته نشدن دستاويز موجب بقاى سلامت كسى است كه به آن چنگ زده است .
( 48101 - 48098 ) 13 - حلقه آن گسسته نمىشود ، واين سخن كناية از اين است كه پيروان اسلام واجتماع آنان مقهور نمىشوند .
( 48105 - 48102 ) 14 - بنياد اسلام ويران نمىگردد ، واژه أساس براي كتاب خدا وسنّت پيامبر أكرم ( ص ) كه أساس دينند وواژه انهدام را براي نابودى آنها استعاره فرموده است .
( 48109 - 48106 ) 15 - پايههاى اسلام از ميان نمىرود ، واژه دعائم را براي دانشمندان اسلام يا براي كتاب وسنّت وقوانين واحكام آن استعاره آورده است ، ومراد از عدم زوال آنها عدم انقراض علما ودانشمندان اسلام ويا شريعت واحكام آن است .
( 48113 - 48110 ) 16 - درخت اسلام ريشه كن نمىشود ، واژه شجرة ( درخت ) را براي أساس وأركان اسلام استعاره فرموده است ومعناى سخن پيش را دارد كه فرموده است :
ولا انهدام لأساسه .
( 48117 - 48114 ) 17 - دوران آن را پايانى نيست : اين سخن اشاره به اين است كه دين اسلام تا قيامت پايدار است .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 821
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٨٢١