[ شرح ]
( 39706 - 39697 ) امام ( ع ) قرآن كريم را از ديدگاههاى مختلف به صفات متضادّى توصيف فرموده است ، مانند آمر ( امر كننده ) وزاجر ( نهى كننده ) واطلاق اين دو بر قرآن بر سبيل مجاز واز باب گذاشتن نام سبب بر مسبّب است ، زيرا امر ونهى كننده خداوند است ، همچنين قرآن را صامت ( خاموش ) وناطق ( گوينده ) خوانده ، واطلاق واژه ناطق بر قرآن به طريق مجاز است ، زيرا ناطق خداوند است كه به زبان قرآن سخن مىگويد واين اطلاق از باب گذاشتن نام متعلّق بر متعلّق است .
اين كه فرموده است قرآن حجّت خدا بر خلق است براي اين است كه مشتمل بر وعد وعيد ، وبيانگر غرض خداوند از آفرينش انسان وآنچه از أو خواسته است مىباشد ونيز رفع عذر واتمام حجّت است چنان كه قرآن مىفرمايد :
« أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ
« 7 » » همچنين براي اين است كه قرآن خلاصهاى است از آنچه پيامبر ( ص ) براي تبليغ آن برانگيخته شده است ، وخداوند پيامبران را بشارت آورنده وبيم دهنده مبعوث فرموده تا براي مردم پس از فرستادن پيامبران حجّت وبهانهاى باقي نباشد ، ديگر اين كه قرآن قويترين معجزهاى است كه پيامبر أكرم ( ص ) براي صدق نبوّت خود در برابر مردم به آن استدلال كرده وحجّت قرار داده است .
( 39709 - 39707 )
فرموده است : أخذ عليهم ميثاقه .
ضمير مستتر أخذ به اللّه وضمير متّصل ميثاقه به قرآن برگشت دارد ، وپيمان گرفتن از خلق عبارت از ايجاد وبر انگيختن آنان در صحنه عالم وجود است تا به مطالب حقّه خداوند كه كتاب أو مشتمل بر آنهاست عمل كنند ، چنان كه قرآن كريم بدان اشاره فرموده است
« وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ
« 8 » » وتقدير سخن امام ( ع ) اين است كه : أخذ عليهم ميثاق بما فيه يعنى : خداوند از آنان
هامش
( 7 ) سوره أعراف ( 7 ) آية ( 172 ) يعنى : . . . اين كه روز رستاخيز مىگوييد ما از اين غافل بوديم .
( 8 ) سوره أعراف ( 7 ) آية ( 172 ) يعنى : وهنگامى كه پروردگارت از پشت وصلب فرزندان آدم ، ذرّيه آنها را بر گرفت .