ذكر جمله أو إلى دفع الموت سبيلا كه با جمله پيش خود وحدت معنا دارد براي ترسانيدن مردم از مرگ است ، وبه گونه قياس استثنايى به آن استدلال فرموده كه خلاصه آن اين است : اگر كسى براي دور كردن مرگ از خود مىتوانست راهى بيابد مىبايد آن كس سليمان بن داود ( ع ) باشد ، تقدير سخن اين است : كه أو نيافت ، وهرگز كسى پس از أو هم نخواهد يافت ، ملازمه وارتباط موجود اين است كه سليمان ( ع ) نيرومندترين پادشاهى است كه در اين جهان يافت شده است زيرا با داشتن رتبه پيامبرى ومقام بلند قرب الهى فرمان أو بر جنّ وانس روان بود ، از اين رو اگر دفع مرگ ممكن بود أو از هر كس ديگر به دور كردن آن از خود سزاوارتر بود ، امّا بطلان تالي در اين قضيّه به اين صورت است كه : هنگامى كه پيمانه عمر سليمان ( ع ) لبريز شد ومدّتش به پايان رسيد مرد واگر راهى براي دفع مرگ از خود مىيافت آن را از خويشتن دفع مىكرد . بنا بر اين جملههاى ولو أنّ . . . تا سبيلا مقدم اين قضيّه شرطيّه وجمله لكان ذلك . . . تا داود عليه السّلام تالي آن وعبارت الّذى . . . تا الزّلفة بيان وجه ملازمه وجملههاى فلمّا استوفى . . . تا قوم آخرون بيان بطلان تالي است ، واژههاى قسّى ( كمانها ) ونبال ( تيرها ) براي بيماريها واسبابى كه موجب مرگ مىشود استعاره شده است ، ومناسبت آن روشن است .
( 39268 - 39224 ) پس از اين به لزوم عبرت گرفتن از أحوال مردم قرون گذشته اشاره مىكند ، واز أحوال مردمان هر قرن مىپرسد وبه اين كه همه آنها دستخوش نابودى گشتهاند هشدار مىدهد ، وپرسش آن حضرت بر سبيل استفهام تقريرى است ، بايد دانست عماليق فرزندان لاوذبن إرم بن سام بن نوح بوده ودر حجاز ويمن وسرزمينهاى مجاور آن جا مىزيستهاند . عملاق وطسم وجديس از فرزندان آنها هستند ، پس از عملاق بن لاوز قدرت وسلطنت به طسم منتقل شده وهنگامى كه عملاق بن طسم به پادشاهى رسيده سر به طغيان برداشته وفساد وتباهى بسيار مرتكب گشته تا آن اندازه كه به عروس در شبى كه به خانه شوهر مىرفته تجاوز مىكرده واگر دوشيزه مىبوده پيش از آن كه بر شوهر وارد شود از أو كأم مىگرفته است ،
و
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 710
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٧١٠