( 39071 - 39068 )
7 - ولا يوصف بالأزواج :
اين جمله مشعر بر نفى كمّ منفصل از بارى تعالى است ، يعنى تعدّد ودوگانگى به أو راه ندارد .
( 39075 - 39072 )
8 - ولا يخلق بعلاج :
اين سخن خداوند را از اين كه مانند صنعتگران در ايجاد وآفرينش ، از وسايل وأسباب استفاده وچارهجويى كند منزّه ساخته است .
( 39079 - 39076 )
9 - ولا يدرك بالحواسّ :
خداوند با حواسّ درك نمىشود زيرا درك با حواس وكيفيّات آن اختصاص به جسم دارد وخداوند از جسميّت ولواحق آن منزّه است .
( 39083 - 39080 )
10 - ولا يقاس بالنّاس :
اين سخن خداوند را از اين كه در كمالات به آفريدگانش شبيه باشد تنزيه مىكند چنان كه مجسّمه يا كساني كه جسميّت براي خدا قايل شدهاند چنين پنداشتهاند .
( 39103 - 39084 )
11 - اين كه خداوند بدون وسيله نطق وكأم سخن مىگويد :
اين گفتار ، حق تعالى را از داشتن حالات بشرى تنزيه مىكند ، وپيش از اين شرح داده شده است كه چگونه پيامبران ( ع ) وحى خداوند را استماع مىكنند ، امّا در باره اين كه فرموده است : برخى از آيات بزرگ خود را به أو ( موسى ( ع ) ) نشان دادهايم ، گفته شده مراد از اين ، آيات خداوند در چگونگى سخن گفتن أو با موسى ( ع ) است ، توجيه مذكور براي اين است كه ميان عبارت الّذى كلّم موسى تكليما وجمله بلا جوارح وأدوات جمله معترضه نامناسبى قرار نگرفته باشد ، وكساني كه آن را بدين گونه حمل كردهاند ، گفتهاند كه موسى ( ع ) آواز را از شش جهت مىشنيد ومانند آواز بشر نبود كه تنها از يك سمت شنيده مىشود ، وصداى آن مانند صداى در افتادن زنجيرهاى بزرگ بر روى سنگريزههاى سخت بوده ودر اين كيفيّت هم سرّ لطيفى است ، واين كه صدا از شش جهت شنيده مىشده تعبير اين معناست كه كلام خداوند بر موسى ( ع ) نازل مىگشت ودر لوح ضمير أو نقش مىبست بي آن كه از جهت معيّنى شنيده شود ، واز اين حيث جهات ششگانه نسبت به أو يكسان بود از اين رو گفته شده كه كلام الهى را از شش جهت مىشنيد واداى اين معنا به اين نحو شايستهتر است از اين كه گفته شود صدا را مىشنيد بي آن كه از