تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
مقتضاى عدل داورى وبه حقّ عمل كنند در اين هنگام كه پا از راه حقّ بيرون نهاده وبر خلاف شرط مقرّر حكم داده‌اند . ما در بطلان رأى آنها ، حجّت واعتماد خود را در اختيار داريم . »

[ شرح ]

( 38028 - 37991 ) خطاب آن حضرت به كساني است كه از اقدام آن بزرگوار در پذيرش حكمين انتقاد مىكردند وخود آنها پيش از اين به آن رضا داده بودند ، اين كه فرموده است : جمعيّت آنها بر اين اتّفاق كردند كه دو نفر به داورى برگزيده شوند ، مراد أبو موسى اشعرى وعمرو بن عاص است ، وآن حضرت شرط كرده بود كه اين دو نفر پايبند حكم قرآن باشند ، واز آن تجاوز نكنند وزبان ودل آنها با كتاب خدا باشد ، واژه قلوب مجازا از باب ناميدن مسبّب به نام سبب بر خواستهاى اختياري اطلاق شده است چنان كه خداوند متعال فرموده است :
« فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما »
، وموافقت آن بزرگوار با حكميّت مشروط به اين شرط بود ، واينك اعلام مىكند كه اينها شرط مذكور را رعايت نكرده ، واز كتاب خدا دور شده ، وحقّ را با اين كه مىديده ومىدانسته‌اند رها ساخته ، به پيروى از خواهش نفس از راه عدل وحقّ بيرون رفته وبه جور وانحراف گراييده‌اند . ( 38044 - 38029 )

فرموده است : وقد سبق استثناؤنا .

اين جمله تذكاري است مجدّد بر اين مطلب كه : شرط ما بر اين كه به عدالت داورى كنند واز صدور رأى بد ونادرست دورى ورزند ، پيش از آن كه به داورى بنشينند با آنها انجام گرفته است ، واژه سوء منصوب است زيرا مفعول سبق مىباشد . ( 38061 - 38045 )

فرموده است : والثّقة في أيدينا لأنفسنا .

يعنى : ما در كار خود دليل مطمئنّ داريم ، وپذيرش حكم اين دو نفر بر ما واجب نيست ، زيرا آنها مطابق شرط رفتار نكرده وحكمي بىدليل وعكس آن صادر كرده‌اند . وما پيش از اين شمّه‌اى از جريان حكميّت ، وفريب خوردن أبو موسى اشعرى را از عمرو بن عاص بيان كرده‌ايم . وتوفيق از خداوند است .