تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
مرتكب شده‌اند ، زيرا اگر چه فساد اعمال آنها روشن ومسلّم است ليكن همه اين كارها را بر أساس تأويلاتى كه براي خود داشته‌اند به جا آورده‌اند بنا بر اين تفاوت ميان اعتقاد به حلال بودن شرب خمر وزنا ، واعتقاد اينها به مباح بودن آنچه مرتكب شده‌اند روشن است . امّا اعتراضى كه بر پاسخ دوّم شده نيز ضعيف است ، زيرا در پاسخ اين معترض مىتوان گفت : اگر يك تن مسلمان بىگناه از روى عمد به وسيله يكى از افراد سپاهى كشته شود وديگر افراد اين سپاه حضور داشته وبا وجود قدرت ، از اين عمل زشت جلوگيرى نكنند ، خود دارى آنها نشانه رضاى خاطر آنان بوده وكسى كه راضى به قتل ديگرى است شريك قاتل اوست ، بويژه اگر همنشين ويار وهمكار أو باشد ، مانند همبستگى ويك پارچگى كه در ميان سپاهيان برقرار است ، امّا خروج وسركشى اين سپاه بر ضدّ امام عادل به منزله جنگ با خدا وپيامبر ( ص ) است وكشتن كارگزار آن حضرت وخازنان بيت المال وتاراج آن ، وايجاد تفرقه واختلاف ميان مسلمانان وبه تباهى كشانيدن نظام اجتماعي آنان همان سعى در فساد بر روى زمين است كه مدلول آية شريفه مىباشد . ( 36431 - 36419 )

فرموده است : دع . . . تا آخر .

يعنى : اگر تنها يك تن از مسلمانان به دست آنها كشته شده بود قتل همگى آنان براي من روا بود چه رسد به اين كه به اندازه عدّه‌اى كه به همراه آنها وارد بصره شدند ، از مسلمانان كشته‌اند ، كلمه ما در جمله : دع ما أنّهم ، زايده است ، واين شباهت وهمگونى در اين جا از نظر كثرت كشتار مسلمانها به وسيله آنهاست ، وسخن امام ( ع ) درست است زيرا آنها جمعيّت بسيارى از دوستان آن حضرت ونگهبانان بيت المال را كشتند ، وچنان كه ذكر شد وامام ( ع ) در گفتار خود بدان اشاره فرمود ، برخى را از طريق غدر وپيمان شكنى وبعضي را پس از اسارت وشكنجه وآزار به قتل رسانيدند . وتوفيق از خداوند است .