پس از شكنجه وآزار به قتل رسانيد ، نقل شده كه شمار پاسداران مسلّحى كه در آن روز كشته شدهاند چهار صد نفر بوده است .
غدر وپيمان شكنى طلحه وزبير نسبت به عثمان بن حنيف غدر وخيانتى بود كه پس از شكستن بيعت خود با علي ( ع ) انجام دادند وخيانت در خيانت بود ، واين پاسداران مسلّحى كه كشته شدند نخستين گروه مسلمانى هستند كه پس از اسارت وشكنجه وآزار ، گردن آنها زده شده است .
بارى عثمان بن حنيف را مخيّر كردند كه در بصره أقامت كند ويا به علي ( ع ) بپيوندد . أو كوچ كردن از آن جا را برگزيد وآنان نيز أو را رها كردند وبه علي ( ع ) پيوست ، هنگامى كه آن حضرت را ديدار كرد گريست وعرض كرد من پيش از اين مردى سالخورده بودم واكنون كه بر تو وارد شدهام جوانى ساده وا مردم ، امام ( ع ) فرمود :
إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
وآن را سه بار تكرار كرد ، اين كه امام ( ع ) در خطبه مذكور فرموده است كه به كارگزار من در بصره وخازنان بيت المال مسلمانان يورش بردند وسخنانى كه به دنبال آن فرموده اشاره به همين ماجراست ، پس از اين امام ( ع ) سوگند ياد مىكند كه اگر تنها يك تن از مسلمانان را به عمد وبي آن كه گناهى مرتكب شده باشد كشته بودند ، كشتن همگى اين سپاه ياغى براي أو روا بود ، واژه إن در جمله وإن لو لم يصيبوا . . . زايده است « 4 » .
اگر گفته شود : آنچه از اين گفتار امام ( ع ) دانسته مىشود اين است كه قتل همگى اين سپاه به اين علّت كه انكار منكر نكردند واز اعمال زشت طلحه وزبير جلوگيرى به عمل نياوردند جايز بوده است ، بنا بر اين آيا كشتن هر كسى كه انكار منكر نكند رواست ؟
عبد الحميد بن أبي الحديد در شرح خود بر نهج البلاغة پاسخ داده است كه :
كشتن آنان جايز بوده ، زيرا آنها اعتقاد داشتهاند كشتارهايى كه به دست اين بيعت
هامش
( 4 ) در برخى از نسخههاى نهج البلاغة از جمله در همين كتاب أصلا إن ذكر نشده ليكن در شرح ابن أبي الحديد اين عبارت با إن آمده است ( مترجم )