تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
به ميان مردم در آمد وبه آواز بلند ندا داد كه اى مردم سخن كوتاه كنيد وخاموش شويد ، مردمان براي أو سكوت كردند ، آن گاه عايشه گفت : همانا أمير المؤمنين عثمان در سنّتها ، دگرگونيها وبدعتهايى پديد آورد ، ولى همين كه با آب توبه به شستشوى اعمال نارواى خود پرداخت مظلوم وتوبه كار كشته شد ، وتنها به اين سبب بر أو خشمگين شدند كه با تازيانه مىزد وجوانان را أمير وحاكم مىكرد ودسته محدودى را زير نظر وحمايت خود داشت ، از اين رو أو را به ناحقّ در ماه حرام وشهري كه رعايت حرمت آن واجب است مانند شتر به قتل رسانيدند ، آگاه باشيد قريش خودش را نشانه تيرهايش قرار داده ، ودستهايش را نانخورش خويش ساخته وبا كشتن عثمان به چيزى دست نيافته ، وراه درستى را نپيموده است ، آگاه باشيد به خدا سوگند بر قريش حوادث ناگوار وبلاهاى سختى وارد خواهد شد آن چنان كه خفته را بيدار كند ونشسته را بر پاى دارد ، طايفه‌اى بر آنها چيره خواهد شد كه بر آنها رحم نمىكند وآنها را به بدترين عذاب دچار مىسازد ، اى مردم ! گناه عثمان به آن اندازه نرسيده بود كه كشتن أو را واجب گرداند وشما مانند جامه‌اى كه شسته شود خون أو را محو كرده از ميان برديد ، آرى شما به أو ستم كرديد وپس از آن كه توبه كرده واز گناه بيرون آمده بود أو را كشتيد ، سپس بىمشورت مردم از طريق زور وغلبه وبر خلاف حقّ خلافت را به فرزند أبو طالب منتقل وبا أو بيعت كرديد ، آيا شما مىپنداريد كه من براي تازيانه عثمان وزبان أو از شما جانبدارى وبه وى خشمناك مىشوم ، ليكن در برابر شمشيرهاى شما كه بر عثمان فرود آمد خشمگين نمىشوم ؟ هان اى مردم ، عثمان مظلومانه كشته شده است ، كشندگان أو را بخواهيد وپس از آن كه بر آنها دست يافتيد همگى آنان را بكشيد ، سپس خلافت را بر عهده شورايى بگذاريد كه افراد آن از گروهى باشند كه أمير المؤمنين عمر آنها را برگزيده بود ، وآنانى كه در ريختن خون عثمان شركت داشته‌اند نبايد در اين شورا داخل شوند ، راوي گفته است : در اين هنگام جمعيّت به تلاطم در آمد وأوضاع درهم شد ، گروهى مىگفتند : سخن درست همين است ،