تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
آن گروه بيعت شكن فرستاد ، آنان بر عايشه وارد شدند واز انگيزه آمدن أو به همراه آن گروه پرسش كردند ، عايشه به آنها گفت : شما طلحه وزبير را ديدار كنيد ، آنها زبير را ديدار وبا أو سخن گفتند ، زبير گفت : ما آمده‌ايم كه خون عثمان را مطالبه ومردم را دعوت كنيم كه امر خلافت را به شورا باز گردانند تا مردم به ميل خود خليفه را برگزينند ، فرستادگان به أو گفتند : عثمان در بصره كشته نشده تا شما خون أو را در اين جا مطالبه كنيد ، وتو كشندگان عثمان را مىشناسى ومىدانى در كجايند ، وتو وهمكارت وعايشه بيش از همه بر أو سخت گرفتيد ومردم را به كشتن أو بر انگيختيد پس خودتان را قصاص كنيد ، امّا اين كه مىگوييد خلافت به شورا ارجاع شود اين چگونه ممكن است با آن كه شما از روى ميل ورغبت وبىهيچ اكراه واجبار با علي ( ع ) بيعت كرده‌ايد ، اى أبا عبد اللّه ( كنيه زبير است ) هنوز ديرى از آن زمان نگذشته كه پيامبر خدا ( ص ) رحلت كرده بود ، وتو در پيش روى اين مرد ايستاده ودست به شمشير خود برده بودى ومىگفتى : هيچ كس براي خلافت از أو سزاوارتر نيست ، واز بيعت با أبى بكر سرباز زدى ، آن كردار با اين گفتار چگونه سازگار است ؟ زبير در پاسخ آنها گفت نزد طلحه برويد ، فرستادگان نزد طلحه رفتند ديدند أو با برخوردى خشن ورفتارى تند واراده‌اى استوار در پى برانگيختن فتنه وآشوب است ، آنان به سوى عثمان باز گشته وأو را از آنچه گذشته بود آگاه كردند ، أبو الأسود گفت : اى پسر حنيف ! من آمده‌ام ومىگويم به سوى اينان كوچ كن وآنها را طعمه نيزه وشمشير خود قرار ده وشكيبا واستوار باش ، وبا زره پوشيده وآستين بالا زده براي جنگ ، در برابر آنها نمايان شو ، ابن حنيف گفت : آرى به حرمين سوگند همين كار را خواهم كرد ، وبه جارچيان خود فرمان داد كه در ميان مردم فرياد برآوردند السّلاح ، السّلاح يعنى هر چه زودتر وبيشتر سلاح برگيريد ، در نتيجة مردم نزد أو گرد آمده وبه سوى آن طاغيان حركت كردند تا به محلّى كه مربد نام داشت رسيدند ، واين محلّ پر از سپاهيان سواره وپياده شده بود ، در اين هنگام طلحه به پا خاست و
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 611 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم