تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
اشاره كرد كه مردم خاموش باشند تا سخن بگويد ، وپس از مدّتى سعى وكوشش ، مردم سكوت اختيار كردند ، طلحه گفت : امّا بعد ، همانا عثمان بن عفّان در اسلام از پيشتازان ودارندگان برترى وهجرت گزيدگان نخستينى بود كه خداوند از آنان خرسند بوده وآنها نيز از أو خشنودند ، وقرآن گوياى فضيلت آنهاست ، وهم يكى از پيشوايان وزمامدارانى است كه پس از أبو بكر وعمر دو يار پيامبر خدا ( ص ) بر شما حكومت كرده است ، أو كارهايى مرتكب شد كه ما را بر أو خشمگين كرد از اين رو نزد أو رفتيم واز وى خواستيم خشنودى ما را فرآهم كند ، پس از آن أو خشم ما را بر طرف ساخت ، ليكن مردى بر أو يورش برد ، وبي آن كه رضايت وموافقت مردم را به دست آورد ، وبا مردم كنكاش ومشورت كند زمام خلافت را از چنگ أو ربود وأو را كشت ، ودر اين كار گروهى ناپاك وناپرهيزكار أو را يارى دادند وعثمان مظلومانه وبىگناه وتوبه كار كشته شد ، اينك اى مردم ما به سوى شما آمده‌ايم كه خون أو را مطالبه وشما را دعوت كنيم كه براي خونخواهى أو قيام كنيد ، اگر خداوند ما را بر كشتن آنها توانايى داد ، به قصاص خون عثمان آنها را خواهيم كشت ، وامر خلافت را در ميان مسلمانان به صورت شورا قرار خواهيم داد ، وخليفه‌گرى عثمان براي همگى اين امّت رحمت بود ، زيرا هر كس اين امر را بىموافقت وخشنودى همگى مردم ومشورت با آنها به چنگ آورده باشد حكومت أو گزنده ودرد آور بوده ومصيبتى بزرگ مىباشد . پس از طلحه ، زبير به پا خاست ومانند أو سخن گفت ، گروهى از مردم بصره در برابر اين دو نفر برخاسته وگفتند : آيا شما در زمره كساني كه با علي ( ع ) بيعت كرده‌اند نبوده‌ايد چرا با أو بيعت كرديد وسپس آن را شكستيد ؟ گفتند : ما با أو بيعت نكرده‌ايم ودر برابر هيچ كس تعهّدى نداريم ، وأو ما را مجبور كرد كه دست بيعت به أو دهيم ، پس از اين گروهى از مردم گفتند اين دو نفر از روى راستى ودرستى سخن گفتند . ودسته ديگر فرياد برآوردند كه اينها نه راست گفتند نه درست ، بدين گونه فريادها بلند شد ، وعايشه در حالي كه بر شترش سوار بود