تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
مىدانيم دوستى دنيا ريشه تمام گناهان است « 10 » وهمين خطا وگناه است كه انسان را از درجات نعيم به دركات جحيم مىكشاند . ( 33408 - 33339 )

فرموده است : فإنّ اللّه جعل محمّدا ( ص ) . . . تا داعى ربّه .

اين سخن استدلالي است بر اين كه فرموده است : وإلّا فلا يأمن الهلكة . توضيح مطلب اين كه خداوند متعال پيامبر گرامى ( ص ) را نشانه قيامت وعلامت نزديكى آن ومژده دهنده بهشت وبيم دهنده عذاب قرار داده وأو را بر أحوال آخرت آگاه ساخته است ، سپس پيامبر خدا ( ص ) با شيوه‌اى كه بيان شد وگوياى نفرت ودشمنى آن حضرت با دنيا وپرهيز أو از آن است عمرش را گذرانيد واز جهان رفت ، وبىگمان اگر رغبت واعتماد به دنيا ، واتّخاذ رويه‌اى خلاف اين شيوه ، موجب هلاكت ابدى نبود ، پيامبر خدا ( ص ) از دنيا دورى نمىگزيد واز آن بيزارى نمىجست ، ليكن أو از آن دورى جست چون گرايش بدان موجب هلاكت ونابودى بود ، بنا بر اين تأسّى به پيامبر گرامى ( ص ) در پشت پا زدن به دنيا واجب است وكسى كه به آن بزرگوار در اين باره اقتدا نكند مصون از هلاكت نيست . در برخى از نسخه‌ها واژه علما به كسر عين روايت شده است ، كه در اين صورت مجازا از باب اطلاق نام مسبّب بر سبب به كار رفته است ، زيرا پيامبر أكرم ( ص ) سبب حصول علم ويقين به وقوع قيامت است . اين كه فرموده است : رسول گرامى ( ص ) سنگى بر روى سنگى ننهاد كناية از اين است كه بنايى بر پا نساخت . پس از اين امام ( ع ) به عظمت منّتى كه خداوند به سبب نعمت وجود پيامبر أكرم ( ص ) بر مردم نهاده ، وأو را مقتدا ورهبر خلايق قرار داده تا از أو پيروى كنند ودر پى أو گام بردارند اشاره مىكند وآن را بزرگ مىشمارد ، ودر دنبال اين مطلب برخى از أحوال خود را كه در باره ترك دنيا واعراض از لذّات آن به پيامبر
هامش
( 10 ) حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 524 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم