( محادّة ) : دشمنى ( أغرب ) : دورى گزيد ( رياش ) : آرايش ( مدرعة ) : لباس بلند كه جلوش شكافته باشد
[ ترجمه ]
« أو گمان مىبرد به خدا اميدوار است ، به خداوند بزرگ ، سوگند دروغ مىگويد ، چگونه است كه اميدوارى أو در عملش نمايان نيست ، زيرا هر كس اميدى دارد اميد أو از كردارش دانسته مىشود ، جز اميد به خدا ، چون اميد به أو خالص نيست ، وهر ترسى محقّق است جز ترس از خدا ، چون بيم از خداوند راست وبىغشّ نيست ، اميدهاى بزرگ را از خدا دارند ودر كارهاى كوچك به بندگان اميد مىبندند امّا در برابر خداوند آن چنان نيستند كه در برابر بنده اويند ، چه شده است كه از آنچه در مورد بندگان خدا انجام مىگردد نسبت به خداوند بزرگ كوتاهى مىشود ؟ آيا بيم دارى كه در اميد به خدا دروغگو باشى يا اين كه أو را سزاوار اميد نمىدانى ، همچنين اگر أو از يكى از بندگان خدا بيمناك شود به گونهاى رفتار مىكند كه با خداوند چنين رفتارى نمىكند براي اين كه ترس از بندگانش را نقد وموجود ، وترس از أو را نسيه ووعده مىداند ، آرى كسى كه دنيا در نظرش سترگ وموقعيّت آن در دلش بزرگ باشد آن را بر خدا برگزيده واز خدا مىبرد وبنده دنيا مىشود .
روش پيامبر خدا ( ص ) در تأسّى جستن وپيروى كردن براي تو كافى است ، ورفتار أو دليل بر زشتى ونقص دنيا وبسيارى رسواييها وبديهاى آن مىباشد ، زيرا دنيا بكلّى از أو گرفته شد ، واز همه سو براي ديگران مهيّا گرديد ، أو از اين كه از پستان دنيا شير نوشد ممنوع ، واز زيب وزيور آن ، بر كنار شد .
واگر بخواهى روش دوّمين پيامبر خدا يعنى موسى كليم اللّه را كه درود خدا بر أو باد براي تو بگويم در آن هنگامى كه مىگفت :
« فَسَقى لَهُما ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ
« 2 » » به خدا سوگند أو جز گرده نانى كه آن را بخورد از
هامش
( 2 ) سوره قصص ( 28 ) آية ( 24 ) يعنى : پروردگارا ، هر خيرى را بر من فرود آورى بدان نيازمندم .