تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
است ، زيرا هر زنده‌اى موجود است ، امّا قيّوم عبارت از موجودى است كه قائم به ذات خويش وبر پا دارنده وجود غير است ، وهر موجودى كه قائم به ذات خويش باشد واجب الوجود است ، اين كه خداوند را چرت وخواب دست نمىدهد وديده عقل وچشم دل از ديدار أو عاجز وچشمها از مشاهده أو ناتوان است اشاره به صفات سلبيّه خداوند دارد واين كه أو چشمها را مىبيند وكردار آدميان را مىشمارد وزمام آفريدگان را به دست قدرت خود دارد ، يعنى قدرتش محيط بر آفريدگان است ، اشاره به صفات إضافي خداوند دارد « 1 » . سپس امام ( ع ) آنچه را از مظاهر قدرت حق تعالى درك كرده وبر شمرده ، در مقايسه با آنچه از عظمت ملكوت أو درك نكرده وندانسته است ناچيز مىشمارد ، ما در جمله ما الّذى استفهاميّه وبراي تحقير چيزى است كه از آن دانسته مىشود ، وما در جمله بعدى : وما تغيّب عنّا منه به معناى الّذي است وبنا بر اين كه مبتداست محلّ آن رفع وخبر آن أعظم مىباشد ، وواو در اين جمله براي حال است . پس از اين امام ( ع ) نظر مىدهد كه اگر كسى دل را از غير خدا فارغ سازد وهمگى انديشه‌اش را به كار گيرد براي اين كه به كنه معرفت بارى تعالى برسد وكيفيّت نظام جهان بالا واين جهان را بداند همه آلات واسبابى را كه براي وصول به اين مقصود به كار گرفته خسته ودرمانده شده واز ادراك آنچه از آنها خواسته است مقهور وناتوان باز خواهد گشت . وما پيش از اين بارها به براهين اين مطالب اشاره كرده‌ايم . وتوفيق از خداوند است .
هامش
( 1 ) مراد از اخذ به نواصي واقدام ، احاطه قدرت خداوند بر آفريدگان است ، نواصي جمع ناصيه به معناى موى پيشانى ، واقدام جمع قدم به معناى گامهاست . ( مترجم )