تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
حياتبخش باران در آن نمايان است ، همچنين كافر را كه قرآن را مىشنود ودر جان همچون سنگ خاراى أو اثر مطلوبى نمىگذارد به شهري پليد وناپاك همانند كرده است ، زيرا در چنين شهري سبزى وخرّمى وفراوانى نيست ، واثرات نعمت‌زاى باران در آن ديده نمىشود . امّا در باره حبّ وبغض كه به خداوند نسبت داده شده است چنان كه پيش از اين گفته ودانسته‌ايم ، اين دو در مورد خداوند به رضايت وكراهت أو برگشت دارد ، از اين رو هر چه خير محض ، ويا خير بر وجود أو غالب باشد ذاتا مطلوب حقّ تعالى است ، وآنچه شرّ محض ويا شرّ بر وجود أو غلبه داشته باشد اگر چه بالعرض متعلّق به اراده اوست ليكن ذاتا مكروه خداوند متعال است . ( 31294 - 31261 )

فرموده است : واعلم أنّ لكلّ عمل نباتا .

واژه نبات ( رويش ) را براي زياد شدن عمل ونموّ وافزايش آن استعاره آورده ، وبا ذكر ماء ( آب ) ترشيح داده شده ، واين كناية از ريشه اعمال انسان است كه در دل جاى دارد ، وجه مشابهت اين است كه همان گونه كه رويش وخيزش گياه بستگى به آب دارد ، اعمالي كه انسان براي عبادت وبندگى خداوند انجام مىدهد ، نيز وابسته به أميال قلبي وبرخاسته از نيّات اوست ، وآشكار است كه اختلاف آبها از نظر شيرينى وشورى ، سبب بروز اختلاف در چگونگى استعداد روييدنيها وخوبى كشتزارها وميوه‌هاست ، وهر چه از آب پاكيزه‌ترى بهره‌مند است ميوه‌اش بهتر وپاكيزه‌تر است وبدى وفساد در آن نيست ، اعمال انسان نيز كه شبيه روييدنيهاست پاكيزگى ثمرات آن كه همان ميوه‌هاى پاكيزه بهشت وأنواع لذّتهاى آن است بستگى به زلال بودن مادّه ومنشأ اين اعمال دارد ، ومادّه آنها اخلاص براي خداست وبدى وپليدى ثمرات اعمال نيز بر حسب خبث مادة آنهاست كه عبارت است از ريا وشهرت طلبي ، وثمره اينها تلخترين ثمرات است ، زيرا چيزى در كأم تلخ‌تر از آتش نيست ، وتوفيق از خداوند است .