تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
اخلاق است ، پس نيكروى ، خوش اخلاق است يا اين كه گفته شود : معتدل المزاج نيكروى وخوش اخلاق است ، ودر هر صورت اين قضيّه بنا بر اكثريت است چه برخى كه از زيبايى صورت برخوردارند درونى تيره وزشت دارند ، وبعضي كه چهره‌اى زشت وناپسند دارند باطن آنها خوب وپسنديده است از اين رو امام ( ع ) به آنچه از پيامبر أكرم ( ص ) روايت شده استشهاد فرموده است ، براي اين كه خداوند بنده‌اى را كه داراى صورتي نيكوست از آن جهت دوست مىدارد كه حسن وجمال مقتضاى حكمت الهى ونسبت به قبح وزشتى كه شرّ محض ولايق عدم مىباشد به وجود سزاوارتر است ليكن از آن جهت كه كردارش بد وزشت است عمل أو را دشمن مىدارد ، همچنين عمل بنده‌اى كه داراى درونى پاكيزه است محبوب خداوند است ، ولى بدنش به مناسبت زشتى آن كه سزاوار عدم است وعدم شرّ است مبغوض اوست « 9 » ، امّا نصّ بر اين كه ظاهر دلالت بر باطن دارد كريمه قرآن است كه فرموده است :
« وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً
« 10 » » ( يعنى : دشوار وناميمون ) ابن عبّاس ومجاهد وحسن وقتادة وسدّى گفته‌اند خداوند در اين آية مؤمن را به زمين خوب حاصلخيز وكافر را به زمين شوره ونمكزار مثل زده ، ومؤمن را كه در هنگام شنيدن قرآن به آن گوش مىدهد ، وآن را حفظ ودرك مىكند واز آن بهره مىگيرد ، وآثار آن در اعمال نيك وكردار پسنديده‌اى كه از أو صادر مىشود ظاهر مىگردد به شهري پاكيزه تشبيه فرموده است ، زيرا شهر پاكيزه سر سبز وخرّم وآبادان ، ونعمت در آن فراوان ، وآثار
هامش
( 9 ) ابن أبي الحديد در شرح خود گفته است : به دليل اين كه امام ( ع ) فما طاب . . . فرموده نه فمن طاب وهمچنين وما خبث فرموده است نه ومن خبث اين سخن مربوط به اخلاق وعقايد وما في الضمير انسان وظاهر وباطن اين أحوال است . رجوع شود به صفحه 178 و 179 جلد نهم شرح مذكور چاپ قم ( مترجم ) ( 10 ) سوره أعراف ( 7 ) آية ( 58 ) يعنى : وسرزمين پاكيزه گياهش به فرمان خدا مىرويد امّا سرزمين ناپاك ( شوره زار ) جز اندك وناچيز از آن نمىرويد .